شعر انه دیل به همراه دکلمه
" انه دیل " سروده ی منصور طبری

در ادامه مطلب ...

بازیهای بومی و محلی ترکمنها در عین سادگی جذابیت خاص خود را دارند که برای نسل امروزی تازگی و طراوت خاصی را به همراه داشته ودارد و با اجرای یکی از این بازیها فرد خودبخود برای اجرای بازیهای بعدی رغبت از خود نشان می دهداین نوع بازیها ممکن است در مناطق دیگر بنامهای دیگری خوانده شوند ، و یا در بعضی مناطق انواع دیگر بازیها باشند که در همین جا به تمام کسانیکه مشتاق و علاقمند به این نوع بازیها هستند می گوییم که ما دست نیاز بطرف شما دراز می کنیم تا با معرفی آنها این نوشته ناقص را کامل کرده و قدمی در راه اعتلاء این فرهنگ برداشته باشید.
●چند نوع بازی ترکمنی
▪ پلله م باشی ( چورله ن چورریگ اوینام کسسیر)
اهداف بازی: فرصت طلبی و تیز هوشی کسب مهارت جرات وشهامت ایجاد و تقویت حس مقاومت و پایداری تقویت حس همکاری و تعاون سرعت وچابکی تقویت عضلات بدن.تعدادبازیکنان از۱۲تا۳۰نفر.
درباره بازی: این بازی یکی ازپرآوازه ترین ومعروفترین بازیهای بومی ومحلی ترکمنهاست،این بازی که بیشتردرشبهای مهتابی و فرا رسیدن عیدسعیدفطر وقربان انجام می شودبخاطر جذابیت خاص ،این بازی ساعت هاطول می کشید وبازیکنان دو گروه درستیز وجدال شب را به صبح میرساندند چه بسا بدون اینکه گروهی بر گروهی دیگرتفوق وبرتری داشته باشند.دراین بازی ،بازیکن فرصت طلبی وتیز هوشی خود را به رخ دیگران میکشد،بازی به گونه أی است که اگربازیکنی ترس وواهمه داشته باشدمعمولا درکنار گوشه هامی ماندوجرات حمله کردن پیدا نمی کندوچه بسا ازگروه مخالف درلحظه ای که فرصت مناسب باشد او را از میدان بازی خارج می کنند. این بازی با همکاری ومشارکت بازیکنان دوگروه انجام می شود،گروهی حمله می کنندوگروهی دیگرسعی دارندازموضع خود دفاع کرده ومقاومت نمایند.در اینجاهر دو گروه نهایت همکاری وتعاون را به نمایش می گذارند.گروه حمله کننده به یاری وکمک یار خود آمده و سعی دارند بازیکن مدافع را اززمین خارج نمایند ، در حالیکه گروه مدافع نیز پشتیبان یار خودی است و از او حمایت میکنند.
نحوهٔ بازی: در این بازی بازیکنان قبل از هر چیزدو/۲ نفر را بعنوان خان ویا رهبر گروه انتخاب می کنندکه معمولا این دو نفر بانفوذترین وقوی ترین افراد هستند.سپس سایر بازیکنان دوبه دوکه از لحاظ جسمانی ومهارت دربازی یکسان هستندبه نقطه أی دورترازرهبران(خانها)رفته برای خود نامی مستعار انتخاب می نمایند، سپس نزد خانها آمده می گویند:
خاللای خاللای خانها: آلدیق،آلدیق بازیکنان: کیمه آی گره گ،کیمه گون
که خانها با گفتن نام یکی از آنها وی را انتخاب می کنند و بدین ترتیب سایر بازیکنان نیز به دو گروه تقسیم می شوند. در همین جا متذکر می شویم که در تمام بازیهای گروهی یار گیری وتقسیم به دو گروه با چنین روشی صورت می گیرد.بعد ازآن بازیکنان کفشهارا ازپا در آورده دریک محل جمع میکنندکه به آن جا((پلله))می گویند،بازیکنان مدافع در یک دایره فرضی قرار می گیرندکه مرکزآن کفشهاویا پله میباشدبازیکنان حمله کننده نیز دربیرون این دایره فرضی قراردارند.بازی باعلامت دادن یکی ازبازیکنان حمله کننده که درواقع هشداری است،درحالیکه دستش را بلند کرده میگوید:شو نامه؟ از گروه مدافع نیز که درواقع اعلام آمادگی است یکی جواب می دهد:سامان ! بعد از شنیدن کلمه سامان صدایی از تمام بازیکنان بلند میشود که می گویند:‘‘آرامئزدا قل یابان’’. بازی شروع میشود،بازیکنان داخل دایره فرضی (مدافعین)سعی دارندبه غیازدست ،پاویاهر عضو دیگر حمله کننده ها بزنندواو را از جریان بازی خارج نماینداز طرف دیگربازیکنان حمله کننده سعی دارند با عبور از وسط دو بازیکن و با کشیدن خط فرضی از بین دو بازیکن عبور کرده و او را از بازی خارج نمایند.
گاهی گروه مدافع ازطرف گروه حمله کننده چنان تحت فشار قرارمی گیردکه در لاک دفاعی محض فرو می رود وگروه حمله کننده باتقویت حمله خود وبا گرفتن پایی که بطرف او نشان رفته است،اورابر روی زمین میکشدواز بازیکنان خود می خواهدکه از بین بازیکنی که روی زمین کشیده می شودوسایر بازیکنان عبور کرده تااورا ازصحنه بازی خارج نمایند.این بازی همچنان ادامه پیدا میکندتا اینکه درنهایت ازهر گروهی که یک نفر باقی بماندبنام((چئرلئق))شناخته می شود،نقش این بازیکن خیلی مهم وحساس می باشد،چرا که بردن ویا واگذار کردن بازی به اوختم می شود.این بازیکن((چئرلئق))در((پلله))قرارمی گیردوسایر بازیکنان گروه مقابل پشت سر او هستندبه ((چئرلئق))اجازه داده می شودکه درحدود ده /۱۰قدم تاجایی که می تواندقدم رابزرگ می گیردوازبازیکنان فاصله گرفته وپا به فرار می گذارد،سایر بازیکنان گروه مقابل نیز بدنبال او هستند،((چئرلئق))تاجایی که نفس او اجازه میدهدوبا درنظر گرفتن اینکه مسافت طی شده رامی تواند برگرددازمحل بازی فاصله می گیردوسعی داردبازیکنان رادورزده وبه ((پلله))برگردد،اگر اودرانجام این کارموفق شود،گروه آنهابرنده است واگر هم دربین راه اورا با پا زدند ونتوانست بازیکنان رادور زده خود را به پلله برساند بازنده هستند.در این بازی واجرای نقش ((چئرلئق))بعضی از افراددربین مردم روستای خود شهرت کسب کرده اندکه یکی از آنها درروستای اجن سنگرلی شخصی بنام حاجی گوندوقدی سرداری می باشد،معروف است که وی حدود ۱۰/ده کیلومتربخاطر اجرای این نقش دویده است.
▪غوشاق آتدی
اهداف بازی: مقاومت همکاری وتعاون –تقویت عضلات بدن –سرعت وچابکی تعداد بازیکنان :۸ تا ۱۸نفر
درباره بازی: یکی از کهن ترین بازیهای بومی و محلی ترکمنها غوشاق آتدی نام دارد. زمانی که امکانات ورزشی و تفریحی در این منطقه مطرح نبوده مردم ترکمن این بازی را بعنوان یک سرگرمی وبازی دنبال می کردند.دراین بازی شالی رابه هم میریسندکه درزبان محلی آن راغوشاق می نامند، چنان سفت و محکم میشود که هرگاه تعلل وکم کاری کنی چنان بر پشتت فرود می آیدکه آه از نهاد آدمی بلند می شود.
طریقه بازی: در این بازی نیز بازیکنان به دو گروه مساوی تقسیم می شوند و دو نفر را بعنوان رهبر گروه و یا خان انتخاب مینمایند و نفرات دیگر دو به دو با انتخاب نامی مستعار نزد رهبران گروه برمی گردند و بدین ترتیب به دو گروه مساوی تقسیم می شوند. این دو گروه رو در رو در فاصله تقریبی ۲۰متری ازهمدیگر قرار می گیرند ، گروهی که غوشاق در دست آنهاست یکی ازافراد گروه خود را پشت سر حریف قرار می دهند و غوشاق را بطرف فردی که پشت سر گروه مخالف قرار دارد می اندازند. اگر غوشاق به دست او رسید در اولین اقدام شروع به زدن حریف میکند. حریف نیز سعی دارد خود را به گروه مخالف که در فاصله ۲۰متری آنها قراردارد برساند ،ا گر موفق به فرار شدند غوشاق را از آنها تحویل میگیرند و جای دو گروه عوض میشود و اگر هم موفق به فرار نشدند و یکی از اعضای گروه با غوشاق زده شد ، از محل ضربه خوردن تا محل گروه مخالف به آنهاسواری می دهند،این بازی همچنان ادامه پیدا می کند ودر نهایت در شماره های ۱۰یا ۲۰که بیشترین امتیاز را کسب کرده اند برنده بازی معلوم می شود.
------ای ترک گون -------------------
انسان ها با توجه به مقتضیات زمانی خود، نیاز به بازی و سرگرمی داشته اند و این نیازها در زمان های گذشته که از تلویزیون و رادیو خبری نبود بیشتر احساس میشد زمانی که همه چیز طبیعی و به طبیعت وابسته بود و به شدت احساس به سلامت جسمانی را در خود می دیدند شروع به ابداع بازی های مختلف، با توجه به محیط و عقاید خود می کردند.
هر کدام از بازی ها اهداف خاص خود را
دارند که کودک در آینده ای نه چندان دور با در زندگی خود با آنها روبرو
خواهد شد، دکتر رضا مهجور در کتاب روان شناسی بازی از قول آدلرمی می گوید:
« اطلاعاتی که کودک از طریق بازی بدست می آورد، نه تنها به زندگی حال او
بلکه به زندگی آینده او ارتباط می یابد. » بازی های بومی و محلی ترکمن ها
در عین سادگی جذابیت خاص خود را دارد که برای نسل امروزی تازگی و طراوت خاص
خود را دارد دراین قسمت به معرفی یکی از این بازی ها می پردازیم.
آی
ترک گون ترگ (آنقلیچ ، آلتین قلیچ): به معنی ماه را می خواهم، خورشید را می
خواهم، که به احتمال قوی نمادی از طبیعت پرستی ترکمن ها قبل از اسلام و
زمانی که مسلمان نشده بودند می تواند باشد.
اهداف بازی: انتخاب – نوع
دوستی - همکاری و تعاون - بهبود سرعت - استقامت و عکس العمل – چابکی - دقت و
هو شیاری - روحیه مشورت و تیز هوشی.
این بازی یکی از معتبرترین بازی
های بومی و محلی ترکمن ها می باشد. تعداد بازیکنان از 12تا22 نفر متغیر
است، بازیکنان به دو گروه تقسیم می شود که معمولا گروه ها به دختر و پسر
مجزا می شود.ولی هم دختر و پسر نیز میتواند باشد
نحوه بازی: بازیکنان به دو گروه تقسیم می شوند، سپس گروه ها بازی را با گفتن آی ترک گون ترک شروع میکنند، بدین گونه:
-آی ترک
.گون ترک
-بیزدن سیزا کم گرگ
.سایراپ دورن دیل گرگ
-دیل ایچنده کم گرگ
سپس از بین آنان یکی را انتخاب کرده و به نام، او را صدا کرده و می
گویند فلان کس را می خواهیم، فردی که انتخاب می شود به طرف گروه مقابل که
دستها را محکم زنجیر کرده اند حرکت کرده و سعی میکند با پاره کردن زنجیر
یکی از بازیکنان آنان را به تیم خود اضافه کند. از طرف دیگربازیکنان تیم
مقابل با محکم کردن زنجیر دستها سعی دارند از پاره شدن زنجیر جلوگیری کنند و
آن بازیکن را برای تیم خود نگه دارند، بازی همینگونه ادامه پیدا میکند تا
در نهایت تعداد یکی از دو گروه به حداقل ممکن برسد که ادامه بازی با آنان
تعداد ممکن نباشد، بنا براین گروه پرجمعیت برنده حساب می شود.
آهنگ آی ترگ -طاهر آتابای
پ.ن: ۱- ترکمن ها برای مظاهر طبیعت , همچون ماه و خورشید احترام خاصی قایل بودند و حتی نام فرزندانشان را از عناصر طبیعت میگرفتند . مثل : آی لر .آی لاله .آی تکین. آی ناز و گون آی-آی هان و...
۲-این بازی امروزه در عروسی ها -هنگامی که کاروان عروس به طرف منزل داماد حرکت میکند-درمحلی می ایستد تا عروس ،داماد آخرین ناگفته های خود را باهم درمیان بگذارند-توسط همراهان اجرا می شود.
آلتی قویون باش گچی
آلتی قویون باش گچی/ شش گوسفند و پنج بز
از مهمترین ترانه های بازی ،آلتی قویون بأش گچی، که دختران آن را به گونه زیر می خوانند
قایرادان گلدی بأش گچی ......هانی مونونگ إرکه جی
إرکه جی داغا گیتدی......... های هایلادیم گلمه دی
چیگیت بردیم اییمه دی........ چیگیدیم تاتا بردی
تات مانگا قانات بردی......... قاناتجیغیم قریلدی ،سویری یوپگه دوزولدی
معنی :
از شمال پنج بز می آید. پس قوچ اش کجاست ؟
قوچ اش به کوه رفته است.هرای زدم نیامد.دانه دادم نخورد.
دانه را به تات دادم و او بال و پر به ن داد.بالم شکست و به ریسمان
درازی کشیده شد.
"آق آش" از آیین های مرسوم بین ترکمن هاست که پیشینه ای به قدمت اسلام داشته و در بسیاری از مناطق ترکمن نشین گلستان همچنان رواج داد.این آیین نشانه عشق و ارادت قوم ترکمن به پیامبر اکرم (ص) است که در ایام ربیع الاول در مناطق ترکمن نشین اجرا می شود.آیین آق آش و یا آق قوین، از بهترین و متداول ترین آیین های سورانی رایج در بین ترکمن هاست و در واقع جشن 63 سالگی و جشن هم سن شدن با طول عمر مبارک حضرت محمد (ص) است و شاید در بین هیچ یک از فرقه های اسلامی وجود نداشته باشد.این آیین دینی، سال های سال است که در بین تمامی ترکمن های جهان مرسوم و متداول است و در بین برخی از افراد طایفه های ترکمن، مثل جعفربای و ساحل نشینان دریای خزر، با نام آق آش و در بین برخی دیگر مثل آتابای و گوگلان، با نام آق قوین، معروف و مرسوم است.این جشن که نمادی از رفتار شایسته و فاصله گرفتن از تیرگی ها و بدی هاست در گذشته همراه با مراسمهای خاصی اجرا می شد و مردان ترکمن که به آق آش نائل می شدند، با ذبح گوسفندی سفید ولیمه می دادند و غذاهایی به رنگ سفید طبخ می کردند. جشن آق آش یا آق قوین از جشنهایی است که بین اقوام ترکمن از دیرباز تاکنون رایج بوده است. آق قوین به معنای گوسفند سفید بوده و به آن معناست که برای قربانی کردن و ذبح از گوسفند سفید استفاده می شد. گرفتن این جشن نوعی خوش یمن و خوش صواب محسوب می شد و علت برگزاری این جشن را باید در فرهنگ ترکمن جستجو کرد. محتوا و شکل برگزاری آیین در همه جا یکی است و فرقی با هم ندارند، بنابراین این آیین اسلامی در نزد همه ترکمن ها با قداست و احترام خاص همراه است. براساس این مراسم، هر فرد ترکمن، اعم از مرد و یا زن، در طول عمر خود همیشه آرزو می کند و دعا می کند که طول عمرش با طول عمر مبارک رسول الله برابر شود، یعنی سنش به 63 سالگی برسد و آن وقت او بتواند آیین آق قوین را برگزار کند. این مسئله نشان دهنده ارادت خاص ترکمن ها به دین محمدی(ص) و شخص رسول الله است، که به عنوان پیامبر برحق خدا مورد ستایش قرار می گیرد.آیین آق آش یا جشن 63 سالگی یکی از مراسم مربوط با پیامبر(ص) است و هر ترکمن وقتی 63 ساله می شود به افتخار 63 سال زندگی پر ارج و با عزت پیامبر اکرم (ص) جشن بر پا می کند. در این مراسم، ریش سفید ها، آخوند ها، طلبه ها و اقوام دور و نزدیک، دعوت می شوند
دانلود مستند آیین آق آش
لینک دانلود با حجم 110 مگابایت
http://www.bayragh.ir/video/agh_ash%5bBayragh.ir%5d.wmv
مراسم عروسي تركمنها پر از ويژگيهاست و جذابيتهاي بسياري
دارد. عروسي ها در ميان تركمنها به مدت 3 يا 4 روز به طول مي انجامد . پس
از آنكه خانواده داماد دختري را پسنديده باشند ع مادر و گلجه (زن برادر)
داماد به خانه عروس رفته خواستگاري مي كنند .
خانواده عروس پس از تحقيق
درباره داماد و خانواده آن جواب را مي دهند اگر جواب مثبت باشد خانواده
داماد با شيريني و شكلات به خانه عروس مي آيند.
در شب قدر در ماه رمضان
خانواده داماد و فاميلهايشان با شيريني و آجيل و كادوئي براي عروس به خانه
آنها آمده جشن و سروري بر پا مي كنند .
در عيد قربان نبز گردن و سينه
گوسفند را به شكل مثلثي در مي اورند كه به آن «دوش» مي گويند . طرف داماد
اين گوشت را با تزئين و در كنار گوشت كادوئي متنوعي براي عروس خريده آنها
را به خانه عروس مي برند .
اگر خانواده داماد بخواهند مي توانند مراسم
نامزدي را در يكي از روزها با جشن شب قدر و روز عيد قربان برگزار مي كنند ،
اگر چنين نباشد ، مادر داماد به خانه عروس آمده روزي را براي مراسم نامزدي
مشخصمي كند.
عروسي تركمنها چندين مرحله دارد كه عبارتند از ك
1- قودا بولماق
2- پذيرائي
3- مصائب(مصاحب)
4- عروس كشي
5- اوجه
6- اللش درمه
7- قايتارمق
قودا بولماق
يك
روز قبل از عروسي همه خويشاوندان داماد با ريش سفيدان محل به خانه عروس مي
روند. در اين روز ريش سفيدان با پدر عروس صحبت مي كنند و در ميزان مهريه
به توافق مي رسند.
زنها نانهاي مخصوصي به نام قاتلمه و اكمك كه قاتلمه
ضخيم و اكمك نازك است ، مي پزند و به خانه عروس مي برند در اين روز طلاهاي
زيادي نيز به عروس كادو مي دهند و جشن بزرگي برپا مي كنند.
پذيرائي (مراسم اختصاصی عروس)
فرداي روز قودابولماق ، عروس با دوستان و آشنايان خود جشني را بر پا مي كنند كه در آن خويشان داماد نيز حضور دارند.
مصائب (مصاحب)
در
شب همان روز پذيرائي ، داماد با دوستان و هم سالان خود جشني را برپا مي
كند.این مراسم در واقع اصلی ترین قسمت یک عروسی در ترکمن صحرا است که
میهمانان مختلف در آن حضور دارند.و با شام از میمانان پذیرایی می شود.بعد
از مراسم شام معمولا" مراسم رقص و آواز و یا کانسرت بخشی(موسیقی سنتی ترکمن
صحرا) اجرا می گردد.برنامه کانسرت و یا برنامه های جایگزین آن تا پاسی از
شب ادامه دارد.در بعضی مراسمها هم بجای رقص و آواز و یا بخشی مراسم دینی
مولود خوانی و مسابقه قرآن برگزار می گردد.
عروس كشي 


صبح فرداي مصاحب در جلوي خانه داماد ماشينهاي عروس و داماد را تزئين مي كنند ، ماشينها بوق زنان به طرف خانه عروس مي روند .
عروس با ينگه ها منتظر نشسته است ، سپس گلجه (زن برادر) داماد با گلجه عروس چاشو (نوعي روسري مخصوص قرمز رنگ كه عروس بايد قبل از سوار شدن به ماشين آن را بر سر بگذارد) را به يكديگر پرت مي كنند و دعواي ساختگي را راه مي اندازند در اين دعواي ساختگي گلجه داماد و گلجه عروس نام پدر و پدربزرگ عروس و داماد را معرفي مي كنند ع سپس گلجه داماد چاشو را گرفته بر سر عروس مي گذارد و عروس با دوستان و فاميلان نزديك خود سوار كجاوه مي شود.
البته بايد ذكر شود كه كجاوه عروس و داماد جدا است و داماد نيز با دوستان خود سوار مي شود . مادر عروس بر روي دو ماشين كجاوه آرد مي ريزد به نشانه اينكه سفيد بخت شوند . كجاوه بوق زنان به طرف خانه داماد حركت مي كند در راه از جلوي هر خانه كه مي گذرد اهالي آن خانه خوشبختي عروس و داماد را آرزو مي كنند .

وقتي كه عروس را به خانه داماد مي آورند با ينگه هايش در يك اتاق مي نشينند و همسايه هاي داماد به ديدن عروس مي ايند.
«در
ضمن براي عروس و داماد قلب گوسفندي را كباب كرده و به دو نيم تقسيم مي
كنند . و نصف ان را به عروس و نصف ديگر را به داماد مي دهند تا بخورد به
اين اميد كه قلب و دل انها با هم باشد و هيچكس حق خوردن از اين كباب را
ندارد.»
اوجه
زنان فاميل غذائي به نام چگدرمه (پلو قرمز رنگ شبيه
استانبولي) درست مي كنند و براي عروس و داماد در ظرفهاي جدا مي ريزند ،
عروس و داماد بايد هر كدام از ظرفهاي يكديگر بخورند ، و بعد پيشاني بند
پارچه اي و دايره شكلي به نام «آل لانقي» بر سر عروس مي گذارند.
اللش درمه
قبل
از غروب افتاب دست عروس و داماد را در دست يكديگر گذاشته ، زنان براي
خوشبختي آنان شعر زير را مي خوانند كه در واقع تعيين خط مشي آينده آنها
است.
آلا جا كوينگ گيدرمه آرپا چوروك ايدرمه
ساغ الي ساري ياغدا سول الي سوق اوندا
آغز لا قاپدرمه توي نيق لا دپدرمه
چاير كمين چرماشادينگ مل لر كمين اورنا شادينگ
يوزدان يوزدان يوي درادينگ يوزليگ كوينگ گيدراينگ
آل يانقاقدان آفشادينگ آلا يورغان دفشادينگ
آي يوزليني سنگا تافشرديم سني سني خدايه تافشرديم
ترجمه:
پيراهن
بد مپوشان ، نان جو مخوران ، دست راستش در روغن زرد ، دست چپش در آرد
بگذار (كنايه از ثروت). نگذار كسي او را نيش بزند ع مثل يونجه به هم بچسبيد
مثل درخت مو قبه هم بچسبيد . پولهاي زيادي خرج كند ع پيراهن گرانبها برايش
بخر ، از لبهاي سرخش بوسه بگير .
ماه رو را به تو سپردم ، تو را به خدا.
و سه بار اين شعر را تكرار مي كنند در وسط هر بار دوستان داماد او را مي برند و بر مي گردانند .
بعد
مراسم «چاي» است به اين معني كه داماد و دوستان نزديكش به اتاقي كه عروس
در آن نشسته مي روند و از دست تازه عروس چاي مي نوشند و هر كدام هديه اي مي
دهند . فلسفه اين چاي خوردن به اين علت است كه چون نو عروس و داماد همديگر
را قبلاً نديده بودند اين افراد و دوستان باعث باز شدن سر صحبت و حرف زدن
عروس و داماد مي شوند . از طرف ديگر در خانه مادر داماد بين قوم و خويش
«سويجلك هالتا» يعني كيسه هاي كوچكي كه شيريني و نقل و سكه در ان است و
معمولاً عروس با خود مي آورد تقسيم مي شود و معمولاً 30 الي 40 تا است .

فرداي روز عروس كشي عروس را به خانه خودشان بر مي گردانند. و به مدت يك شب در خانه خودشان مي ماند. كه به زبان محلي (قايتارمق) مي گويند و فرداي همان روز مادر يا خواهر داماد به دنبال عروس مي ايند و او را مي برند.
مراسم الشدیرمه
اللشدیرمه | |
|
آلاجا کوينگ گيديرما |
آرفا چورگ ايديرما |
|
آغيزلا قابديرما |
توينيقلا دبديرما |
|
يوزوني گوزلاب اوتيرسين |
الينا ساناب گترسين |
|
مکه بيلن آيلاسين |
اگين باشين شايلاسين |
|
مدام گولوب گوزله سين |
شيرين شيرين سوزله سين |
|
اويوندا بال قايناسين |
دويوينگ دا اوغول اويناسين |
|
صانقينگ اون بولسين |
اسکناسينگ کان بولسين |
|
آغزي ديلي بير بولسن |
يورگي سودن در بولسين |
|
قاين اتاسي گلندا |
مسگه ياغين دان قويسين |
|
قاين انه سي گلندا |
محبتندن دويسين |
|
يگيت ايشلاب گترسن |
گلين يرينا يترسين |
|
سين ادمانا گلن لر |
اقزني آچيپ اوترسن |
|
بازار بازار بارماسين |
بولور بولمز آلماسين |
|
کووش جيگينگي شيرفيلداديب |
اووا گزن بولماسين |
|
يالي جيقينگي اولفيل لديب |
گپ گزديرن بولماسين |
|
مانگله ی ساچيني سلفل لدب |
کينه توتيان بولمسين |
|
ياشايش دا مس بولما |
کاس لر بيلن نحث بولما |
|
سايلا ياخشي ياماني |
هر کم بلن دوست بولما |
|
اويکن بولما باغير بول |
گلين لردان آغير بول |
|
داوان بولما آيه بول |
ايل ايچيندا مايه بول |
|
آقجا شکر سچرسينگ |
غمگين گونينگي آچارسنگ |
|
اوز يارينگي گورنگدا |
کپتر بولوب اوچارسنيگ |
|
بويگيت بابا بولسين |
گلين هم ماما بولسين |
|
بونلاردان اونيپ اوسن |
اوزي بير اووا بولسين |
|
ارتي تورياندان بولسين |
طهرت قلياندان بولسين |
|
عليم يانق قاين انانگ |
گووني گورياندان بولسين |
|
داقينانينگ آسيق بولسين |
دشمانلرن باسيق بولسين |
|
زليخانينگ بختندان |
سليمانيگ تختندن |
|
جمعيتي اويشرديگ |
آق کجاوه سيشرديک |
|
آينگ اون دوردي گوني |
بيري بيرنا قاوشيرديق |
|
گليني ييگيدا تابشبردیق |
يگيدي الله تابشبردیق |
ترکمن ها درباره پیدایش حیوانات و ویژگی های هر یک از آنها، اعتقادات
و باروهای افسانه واری دارند که ریشه در فرهنگ کهن آنان دارد. در میان
ترکمن ها هر حیوان با خصوصیاتی که ویژه خود اوست شناخته می شود. ریشه این
باورها به قدری عمیق است که در برخی موارد خصلت های اشخاص را با تشبیه آنان
به حیوانی مشخص - که در باور عامه مظهر آن صفات است- بیان می کنند. به طور
مثال مکر روباه، قدرت ببر، سخاوت شیر، تناوری گوزن، ذلت، بدخلقی و یا رنج و
مشقت سگ، تندرستی و سر زندگی اسب، زود خوابی مرغ، شب زنده داری جغد و ...
در میان ترکمن ها امثالی شایع است.
اسب ترکمن اندامی کشیده، دُمی باریک، سر و گردن زیبا دارد. برای اسب های بانژاد ترکمن درسال های گذشته ذخیره های ژنتیک این اسب، تقاضای جهانی یافته است. اسب ترکمن در نزد ترکمن ها پیشینه ای طولانی در سنن و زندگی صحرانشینی وجنگ وگریزها درگذشته داشته است.
اصطلاحات>>پوشش الات و زیور الات<< اسب ترکمن
ایچرگی
نمد کوچکی است به طول وعرض حدود نیم متر، جنس آن بیشتر از نمد
است. قبل از اینکه زین اسب را بگذارند، ایچرگی را پشت اسب زیر زین اسب، می
گذارند تا هنگام سوارکاری فشار و ضربه های وارده از طرف زین بر ستون فقرات و
پشت اسب جلوگیری کند.
تیکیلتکی
جزو پوشش آلات اسب می باشد.از
جنس نمد و چرم بوده وبه صورت نمدی ضخیم با رویه چرمی است که روی ایچرگی،
قبل از زین ( ایر ) گذاشته می شود. کار تیکیلتکی این است که از حرکت کردن و
سرخوردن زین بر روی ایچرگی جلوگیری می کند.
گزرمن کچه
جزو پوشش آلات اسب می باشد، گزرمن کچه پوششی است از جنس نمد که بر روی ایچرگی گذاشته می شود.
قزل جل
جزو
پوشش آلات اسب ترکمن می باشد، جنس آن از نمد و پارچه ای قرمز رنگ بوده و
به این صورت است که نمد و پارچه ی قرمز رنگ بر روی هم دوخته می شوند. این
پوشش از روی گزرمن کچه گذاشته می شود و همچنین قبل از شروع مسابقات، بعد از
آماده شدن اسب تا شروع مسابقات، از روی زین اسب این پوشش را روی اسب می
اندازند و دارای بندی نیز می باشد که از جلوی گردن اسب بسته می شود.
قارینسا
جزو
وسایل بستن و محکم نگه داشتن پوششهای اسب ترکمن می باشد، جنس آن از پارچه
می باشد که بعد از جل به مانند کمربند استفاده می شود و دارای سه حلقه برای
بستن می باشد. قارینسا را به طور محکم از روی جل می بندند.
بورمن کچه
بورمن
کچه بیشتر در فصل زمستان و هوای سرد مورد استفاده قرار می گیرد و پوششی
کامل است که از بالای گوشها و ابتدای گردن تا پاهای اسب را می پوشاند. جنس
آن از نمد می باشد.
کتن
این پوشش در فصل زمستان و هوای سرد در
مواقعی که در طویله جا برای نگهداری اسب نباشد مورد استفاده قرار می گیرد و
بزرگتر از بورمن کچه بوده و از روی بورمن کچه، این پوشش گذاشته می شود و
جنس آن از کتان است.
ایر (زین)
ایر همان زین است و برای نشستن
سوارکار بر روی اسب در حین سوارکاری می باشد. جنس آن از چرم است. در قدیم
الایام زین را از جنس چوب و چرم می ساختند.
چکی
چکی به مانند
کمربندی است که از روی زین می آید و دو سر آن را در زیر شکم اسب به هم می
بندند و کار آن محکم نگه داشتن زین اسب می باشد. چکی در حین سوارکاری از
عقب جلو شدن و حرکت زین جلوگیری می کند. چکی از جنس چرم بوده و به صورت
نوار و به درازای تقریبا یک متر می باشد. از طناب ابریشمی نیز به جای نوار
چرمی به عنوان چکی استفاده می شود.
آلاجا یوب
از زینت آلات اسب
است که به صورت گردنبند به دور گردن اسب بسته می شود. آلاجا یوب را ترکمنها
بر اساس اعتقادات خود و برای اینکه اسب چشم نخورد می بندند.
اورتمن کچه
جزو پوشش آلات است که بزرگتر از گزرمن کچه بوده و این پوشش از روی قزل جل و گزرمن کچه می آید و جنس آن از نمد است.
قامچی
قامچی
(شلاق) از وسایل سوارکار برای کنترل اسب می باشد، قامچی انواع مختلف دارد و
از یک دسته که ممکن است جنسش از چوب و یا استخوان باشد درست شود و یکسری
رشته یا رشته های چرم خشک به صورت نواری به دسته متصل می شود. در قدیم
الایام ترکمنها دسته قامچی را به شکلهای زیبا با طلا و نقره تزیین می
کردند.
قولانگ
از وسایل بستن و محکم نگه داشتن پوشش آلات اسب ترکمن می باشد و به مانند چکی عمل می کند برای بستن تمام پوششها نیز استفاده می شود.
پالانچا
که
به آن قوپچی نیز می گویند. پالانچا را روی پوشش های اسب می گذارند. کار آن
جلوگیری از فشار و آسیب های ناشی از محکم بستن قولونگ و چکی به بدن اسب می
باشد.
یلپه ووچ
به گوزلیک هم معروف است. یلپه ووچ جلوی صورت
اسب قرار می گیرد و با حرکت سر اسب تکان خورده و موجب می شود که حشرات
مزاحم صورت و چشم نشده و اسب را اذیت نکنند.
نال
همان نعل است.
باش طناب
سوارکار موقعی که پیاده روی می کند، با این طناب دهنه اسب را می گیرد و اسب را به دنبال خود می کشاند.
یان طناب
طنابیست بلند که که یک سر آن به میخ طویله بسته می شود و برای بستن اسب به یک جای ثابت استفاده می شود.
کله کی
بر روی صورت اسب بسته می شود و یان طناب و باش طناب به آن وصل می شود.
اویان
همان افسار اسب است. سوار کار در حین سوار کاری اسب را با اویون کنترل می کند.
گؤووس بند
جنس
آن از چرم است و در مواقعی که شکم اسبی لاغر باشد برای جلوگیری از حرکت
زین به عقب و جلو در حین سوار کاری از آن استفاده می شود.
آلاقاییش
از زینت آلات اسب ترکمن می باشد و در قدیم افراد ثروتمند اسبهای گرانقیمت خود را با آلاغیش که نوعی پوشش می باشد زینت می دادند.
بوینوسا ( بوینوسقا)
از قدیم جزو وسایل زینتی اسب بوده و جنس آن از ابریشم است.
توربا
دارای دو نوع می باشد. یکی برای خوراک جو و دیگری برای خوراک یونجه می باشد.
سبد
از جنس پلاستیک که روی پوزه اسب بسته می شود تا اسب علف های هرز و خار و خاشاک ، کاغذ و ... را نخورد.
قانتارما جای
جای آن روی کلکی اسب است که از این قسمت به وسیله طناب به چکی وصل می شود تا اسب سرش را پایین نگیرد.
طویله میخ (قازیق)
معمولا از جنس آهن است که به طور محکم در زمین فرو برده می شود و یان طناب را به آن می بندند.
توقماق
برای کوبیدن و فرو کردن قازیق به زمین استفاده می شود.
مونجوق
از زیور آلات اسب است که در قدیم استفاده از آن مرسوم بوده است.
قانجیغا
قسمتی
از زین به صورت حلقه ای که در پشت زین می باشد. در مواقع سفر با اسب
قانجاق کاربرد دارد به طوری که طنابی به آن وصل می شود و وسایل و بار همراه
سوارکار (مسافر ) از قبیل پوشاک و خوراک در پشت زین با طناب به قانجاقا
بسته می شود و این به مانند یک تکیه گاه در پشت سوارکار عمل می کند به طوری
که سوارکار در طی مسیر پشت خود را به آن تکیه می دهد.
لباشه (لباشک)
از
وسایل کنترل اسب می باشد جنس آن از چوب و طناب می باشد و مواقعی که اسب
چموش باشد و یا از کنترل خارج شود و یا اینکه قبل از شروع مسابقات
اسبدوانی، اسب از وارد شدن به داخل دپار پرهیز کند از آن استفاده می شود.
لباشه به این صورت می باشد که لب بالای اسب را مانند گیره می گیرد و با کمک
لباشه کنترل اسب آسان می شود.
خورجین
در حین مسافرت با اسب وسایل شخصی سوارکار و خوراک اسب در داخل آن گذاشته می شود.
قاشاو
برای
پاک کردن عرق اسب مورد استفاده قرار می گیرد. روال کار بر این منوال است
که اول با پارچه یا حوله ای عرق بدن اسب را خشک کرده و بعد از قاشاو
استفاده می شود و جنس آن از چوب، فلز یا پلاستیک است.
چوتکه
جزو وسایل تمیز کردن بدن اسب از خاک و صاف کردن موی بدن اسب و براق کردن پوستش می باشد.
آیاق زنجیر
در
قدیم اسب برای ترکمن بسیار با ارزش بوده و برای آسودگی خاطر و جلوگیری از
دزدیده شدن آن از آیاق زنجیر استفاده می شده است و از یک زنجیر و قفل بوده
که صاحب اسب زنجیر را به پای اسب قفل می کرده است.
دوشاق و کوسسک
از
این وسایل برای نگهداری و بستن اسبهای چموش و سرکش استفاده می شود. دوشاق
دو پای جلویی اسب را به هم متصل می کند تا اسب گام های بلند برندارد و جنس
آن از طناب است. کوسسک هم مانند دوشاق عمل می کند با این تفاوت که کوسسک
یکی از پاهای جلویی را به یکی از پاهای عقبی می بندد.
تورفی
همان سوهان است که برای تمیز کردن سم و نعل اسب استفاده می شود.
چابقیچ
جزو وسایل نظافت سم اسب است و با آن نعل را تمیز می کنند.
یال قایچی
برای کوتاه کردن و آرایش یال های اسب استفاده می شود.
شیخ موتور
حلقه
آهنی است که به زیر کلکی وصل است و به صورت متحرک بوده و حول محور خود
آزادانه می چرخد و از به هم تابیدن و گره خوردن یان طناب و باش طناب به
گردن اسب جلوگیری می کند.