شعر انه دیل به همراه دکلمه



" انه دیل " سروده ی منصور طبری



در ادامه مطلب ...
ادامه نوشته

بازی محلی ترکمن

     بازیهای بومی و محلی ترکمنها در عین سادگی جذابیت خاص خود را دارند که برای نسل امروزی تازگی و طراوت خاصی را به همراه داشته ودارد و با اجرای یکی از این بازیها فرد خودبخود برای اجرای بازیهای بعدی رغبت از خود نشان می دهداین نوع بازیها ممکن است در مناطق دیگر بنامهای دیگری خوانده شوند ، و یا در بعضی مناطق انواع دیگر بازیها باشند که در همین جا به تمام کسانیکه مشتاق و علاقمند به این نوع بازیها هستند می گوییم که ما دست نیاز بطرف شما دراز می کنیم تا با معرفی آنها این نوشته ناقص را کامل کرده و قدمی در راه اعتلاء این فرهنگ برداشته باشید. 

چند نوع بازی ترکمنی

پلله م باشی ( چورله ن چورریگ اوینام کسسیر)

اهداف بازی: فرصت طلبی و تیز هوشی کسب مهارت جرات وشهامت ایجاد و تقویت حس مقاومت و پایداری تقویت حس همکاری و تعاون سرعت وچابکی تقویت عضلات بدن.تعدادبازیکنان از۱۲تا۳۰نفر.

درباره بازی: این بازی یکی ازپرآوازه ترین ومعروفترین بازیهای بومی ومحلی ترکمنهاست،این بازی که بیشتردرشبهای مهتابی و فرا رسیدن عیدسعیدفطر وقربان انجام می شودبخاطر جذابیت خاص ،این بازی ساعت هاطول می کشید وبازیکنان دو گروه درستیز وجدال شب را به صبح میرساندند چه بسا بدون اینکه گروهی بر گروهی دیگرتفوق وبرتری داشته باشند.دراین بازی ،بازیکن فرصت طلبی وتیز هوشی خود را به رخ دیگران میکشد،بازی به گونه أی است که اگربازیکنی ترس وواهمه داشته باشدمعمولا درکنار گوشه هامی ماندوجرات حمله کردن پیدا نمی کندوچه بسا ازگروه مخالف درلحظه ای که فرصت مناسب باشد او را از میدان بازی خارج می کنند. این بازی با همکاری ومشارکت بازیکنان دوگروه انجام می شود،گروهی حمله می کنندوگروهی دیگرسعی دارندازموضع خود دفاع کرده ومقاومت نمایند.در اینجاهر دو گروه نهایت همکاری وتعاون را به نمایش می گذارند.گروه حمله کننده به یاری وکمک یار خود آمده و سعی دارند بازیکن مدافع را اززمین خارج نمایند ، در حالیکه گروه مدافع نیز پشتیبان یار خودی است و از او حمایت میکنند.

نحوهٔ بازی: در این بازی بازیکنان قبل از هر چیزدو/۲ نفر را بعنوان خان ویا رهبر گروه انتخاب می کنندکه معمولا این دو نفر بانفوذترین وقوی ترین افراد هستند.سپس سایر بازیکنان دوبه دوکه از لحاظ جسمانی ومهارت دربازی یکسان هستندبه نقطه أی دورترازرهبران(خانها)رفته برای خود نامی مستعار انتخاب می نمایند، سپس نزد خانها آمده می گویند:

خاللای خاللای خانها: آلدیق،آلدیق بازیکنان: کیمه آی گره گ،کیمه گون

که خانها با گفتن نام یکی از آنها وی را انتخاب می کنند و بدین ترتیب سایر بازیکنان نیز به دو گروه تقسیم می شوند. در همین جا متذکر می شویم که در تمام بازیهای گروهی یار گیری وتقسیم به دو گروه با چنین روشی صورت می گیرد.بعد ازآن بازیکنان کفشهارا ازپا در آورده دریک محل جمع میکنندکه به آن جا((پلله))می گویند،بازیکنان مدافع در یک دایره فرضی قرار می گیرندکه مرکزآن کفشهاویا پله میباشدبازیکنان حمله کننده نیز دربیرون این دایره فرضی قراردارند.بازی باعلامت دادن یکی ازبازیکنان حمله کننده که درواقع هشداری است،درحالیکه دستش را بلند کرده میگوید:شو نامه؟ از گروه مدافع نیز که درواقع اعلام آمادگی است یکی جواب می دهد:سامان ! بعد از شنیدن کلمه سامان صدایی از تمام بازیکنان بلند میشود که می گویند:‘‘آرامئزدا قل یابان’’. بازی شروع میشود،بازیکنان داخل دایره فرضی (مدافعین)سعی دارندبه غیازدست ،پاویاهر عضو دیگر حمله کننده ها بزنندواو را از جریان بازی خارج نماینداز طرف دیگربازیکنان حمله کننده سعی دارند با عبور از وسط دو بازیکن و با کشیدن خط فرضی از بین دو بازیکن عبور کرده و او را از بازی خارج نمایند.

گاهی گروه مدافع ازطرف گروه حمله کننده چنان تحت فشار قرارمی گیردکه در لاک دفاعی محض فرو می رود وگروه حمله کننده باتقویت حمله خود وبا گرفتن پایی که بطرف او نشان رفته است،اورابر روی زمین میکشدواز بازیکنان خود می خواهدکه از بین بازیکنی که روی زمین کشیده می شودوسایر بازیکنان عبور کرده تااورا ازصحنه بازی خارج نمایند.این بازی همچنان ادامه پیدا میکندتا اینکه درنهایت ازهر گروهی که یک نفر باقی بماندبنام((چئرلئق))شناخته می شود،نقش این بازیکن خیلی مهم وحساس می باشد،چرا که بردن ویا واگذار کردن بازی به اوختم می شود.این بازیکن((چئرلئق))در((پلله))قرارمی گیردوسایر بازیکنان گروه مقابل پشت سر او هستندبه ((چئرلئق))اجازه داده می شودکه درحدود ده /۱۰قدم تاجایی که می تواندقدم رابزرگ می گیردوازبازیکنان فاصله گرفته وپا به فرار می گذارد،سایر بازیکنان گروه مقابل نیز بدنبال او هستند،((چئرلئق))تاجایی که نفس او اجازه میدهدوبا درنظر گرفتن اینکه مسافت طی شده رامی تواند برگرددازمحل بازی فاصله می گیردوسعی داردبازیکنان رادورزده وبه ((پلله))برگردد،اگر اودرانجام این کارموفق شود،گروه آنهابرنده است واگر هم دربین راه اورا با پا زدند ونتوانست بازیکنان رادور زده خود را به پلله برساند بازنده هستند.در این بازی واجرای نقش ((چئرلئق))بعضی از افراددربین مردم روستای خود شهرت کسب کرده اندکه یکی از آنها درروستای اجن سنگرلی شخصی بنام حاجی گوندوقدی سرداری می باشد،معروف است که وی حدود ۱۰/ده کیلومتربخاطر اجرای این نقش دویده است.

غوشاق آتدی

اهداف بازی: مقاومت همکاری وتعاون –تقویت عضلات بدن –سرعت وچابکی تعداد بازیکنان :۸ تا ۱۸نفر

درباره بازی: یکی از کهن ترین بازیهای بومی و محلی ترکمنها غوشاق آتدی نام دارد. زمانی که امکانات ورزشی و تفریحی در این منطقه مطرح نبوده مردم ترکمن این بازی را بعنوان یک سرگرمی وبازی دنبال می کردند.دراین بازی شالی رابه هم میریسندکه درزبان محلی آن راغوشاق می نامند، چنان سفت و محکم میشود که هرگاه تعلل وکم کاری کنی چنان بر پشتت فرود می آیدکه آه از نهاد آدمی بلند می شود.

طریقه بازی: در این بازی نیز بازیکنان به دو گروه مساوی تقسیم می شوند و دو نفر را بعنوان رهبر گروه و یا خان انتخاب مینمایند و نفرات دیگر دو به دو با انتخاب نامی مستعار نزد رهبران گروه برمی گردند و بدین ترتیب به دو گروه مساوی تقسیم می شوند. این دو گروه رو در رو در فاصله تقریبی ۲۰متری ازهمدیگر قرار می گیرند ، گروهی که غوشاق در دست آنهاست یکی ازافراد گروه خود را پشت سر حریف قرار می دهند و غوشاق را بطرف فردی که پشت سر گروه مخالف قرار دارد می اندازند. اگر غوشاق به دست او رسید در اولین اقدام شروع به زدن حریف میکند. حریف نیز سعی دارد خود را به گروه مخالف که در فاصله ۲۰متری آنها قراردارد برساند ،ا گر موفق به فرار شدند غوشاق را از آنها تحویل میگیرند و جای دو گروه عوض میشود و اگر هم موفق به فرار نشدند و یکی از اعضای گروه با غوشاق زده شد ، از محل ضربه خوردن تا محل گروه مخالف به آنهاسواری می دهند،این بازی همچنان ادامه پیدا می کند ودر نهایت در شماره های ۱۰یا ۲۰که بیشترین امتیاز را کسب کرده اند برنده بازی معلوم می شود.

------ای ترک گون -------------------


انسان ها با توجه به مقتضیات زمانی خود، نیاز به بازی و سرگرمی داشته اند و این نیازها در زمان های گذشته که از تلویزیون و رادیو خبری نبود بیشتر احساس میشد زمانی که همه چیز طبیعی و به طبیعت وابسته بود و به شدت احساس به سلامت جسمانی را در خود می دیدند شروع به ابداع بازی های مختلف، با توجه به محیط و عقاید خود می کردند.

هر کدام از بازی ها اهداف خاص خود را دارند که کودک در آینده ای نه چندان دور با در زندگی خود با آنها روبرو خواهد شد، دکتر رضا مهجور در کتاب روان شناسی بازی از قول آدلرمی  می گوید: « اطلاعاتی که کودک از طریق بازی بدست می آورد، نه تنها به زندگی حال او بلکه به زندگی آینده او ارتباط می یابد. » بازی های بومی و محلی ترکمن ها در عین سادگی جذابیت خاص خود را دارد که برای نسل امروزی تازگی و طراوت خاص خود را دارد دراین قسمت به معرفی یکی از این بازی ها می پردازیم.
آی ترک گون ترگ (آنقلیچ ، آلتین قلیچ): به معنی ماه را می خواهم، خورشید را می خواهم، که به احتمال قوی نمادی از طبیعت پرستی ترکمن ها قبل از اسلام و زمانی که مسلمان نشده بودند می تواند باشد.
اهداف بازی: انتخاب – نوع دوستی - همکاری و تعاون - بهبود سرعت - استقامت و عکس العمل – چابکی - دقت و هو شیاری - روحیه مشورت و تیز هوشی.
این بازی یکی از معتبرترین بازی های بومی و محلی ترکمن ها می باشد. تعداد بازیکنان از 12تا22 نفر متغیر است، بازیکنان به دو گروه تقسیم می شود که معمولا گروه ها به دختر و پسر مجزا می شود.ولی هم دختر و پسر نیز میتواند باشد
نحوه بازی: بازیکنان به دو گروه تقسیم می شوند، سپس گروه ها بازی را با گفتن آی ترک گون ترک شروع میکنند، بدین گونه:

-آی ترک
.گون ترک
-بیزدن سیزا کم گرگ
.سایراپ دورن دیل گرگ
-دیل ایچنده کم گرگ


سپس از بین آنان یکی را انتخاب کرده و به نام، او را صدا کرده و می گویند فلان کس را می خواهیم، فردی که انتخاب می شود به طرف گروه مقابل که دستها را محکم زنجیر کرده اند حرکت کرده و سعی میکند با پاره کردن زنجیر یکی از بازیکنان آنان را به تیم خود اضافه کند. از طرف دیگربازیکنان تیم مقابل با محکم کردن زنجیر دستها سعی دارند از پاره شدن زنجیر جلوگیری کنند و آن بازیکن را برای تیم خود نگه دارند، بازی همینگونه ادامه پیدا میکند تا در نهایت تعداد یکی از دو گروه به حداقل ممکن برسد که ادامه بازی با آنان تعداد ممکن نباشد، بنا براین گروه پرجمعیت برنده حساب می شود.

 آهنگ آی ترگ -طاهر آتابای 

 دانلود

پ.ن: ۱- ترکمن ها برای مظاهر طبیعت , همچون ماه و خورشید احترام خاصی قایل بودند و حتی نام فرزندانشان را از عناصر طبیعت میگرفتند . مثل : آی لر .آی لاله .آی تکین. آی ناز  و گون آی-آی هان و...

۲-این بازی امروزه در عروسی ها -هنگامی که کاروان عروس به طرف منزل داماد حرکت میکند-درمحلی می ایستد تا عروس ،داماد آخرین ناگفته های خود را باهم درمیان بگذارند-توسط همراهان اجرا می شود.



آلتی قویون باش گچی

آلتی قویون باش گچی/ شش گوسفند و پنج بز

 

از مهمترین ترانه های بازی ،آلتی قویون بأش گچی، که دختران آن را به گونه زیر می خوانند

 

قایرادان گلدی بأش گچی ......هانی مونونگ إرکه جی

 

إرکه جی داغا گیتدی......... های هایلادیم گلمه دی

 

چیگیت بردیم اییمه دی........ چیگیدیم تاتا بردی

 

تات مانگا قانات بردی......... قاناتجیغیم قریلدی ،سویری یوپگه دوزولدی

 

معنی :

از شمال پنج بز می آید. پس قوچ اش کجاست ؟

 

قوچ اش به کوه رفته است.هرای زدم نیامد.دانه دادم نخورد.

 

دانه را به تات دادم و او بال و پر به ن داد.بالم شکست و به ریسمان

 

درازی کشیده شد.

آق اش + سویت قاز آ سویت قازن

آق آش

"آق آش" از آیین های مرسوم بین ترکمن هاست که پیشینه ای به قدمت اسلام داشته و در بسیاری از مناطق ترکمن نشین گلستان همچنان رواج داد.این آیین نشانه عشق و ارادت قوم ترکمن به پیامبر اکرم (ص) است که در ایام ربیع الاول در مناطق ترکمن نشین اجرا می شود.آیین آق آش و یا آق قوین، از بهترین و متداول ترین آیین های سورانی رایج در بین ترکمن هاست و در واقع جشن 63 سالگی و جشن هم سن شدن با طول عمر مبارک حضرت محمد (ص) است و شاید در بین هیچ یک از فرقه های اسلامی وجود نداشته باشد.این آیین دینی، سال های سال است که در بین تمامی ترکمن های جهان مرسوم و متداول است و در بین برخی از افراد طایفه های ترکمن، مثل جعفربای و ساحل نشینان دریای خزر، با نام آق آش و در بین برخی دیگر مثل آتابای و گوگلان، با نام آق قوین، معروف و مرسوم است.این جشن که نمادی از رفتار شایسته و فاصله گرفتن از تیرگی ها و بدی هاست در گذشته همراه با مراسمهای خاصی اجرا می شد و مردان ترکمن که به آق آش نائل می شدند، با ذبح گوسفندی سفید ولیمه می دادند و غذاهایی به رنگ سفید طبخ می کردند. جشن آق آش یا آق قوین از جشنهایی است که بین اقوام ترکمن از دیرباز تاکنون رایج بوده است. آق قوین به معنای گوسفند سفید بوده و به آن معناست که برای قربانی کردن و ذبح از گوسفند سفید استفاده می شد. گرفتن این جشن نوعی خوش یمن و خوش صواب محسوب می شد و علت برگزاری این جشن را باید در فرهنگ ترکمن جستجو کرد. محتوا و شکل برگزاری آیین در همه جا یکی است و فرقی با هم ندارند، بنابراین این آیین اسلامی در نزد همه ترکمن ها با قداست و احترام خاص همراه است. براساس این مراسم، هر فرد ترکمن، اعم از مرد و یا زن، در طول عمر خود همیشه آرزو می کند و دعا می کند که طول عمرش با طول عمر مبارک رسول الله برابر شود، یعنی سنش به 63 سالگی برسد و آن وقت او بتواند آیین آق قوین را برگزار کند. این مسئله نشان دهنده ارادت خاص ترکمن ها به دین محمدی(ص) و شخص رسول الله است، که به عنوان پیامبر برحق خدا مورد ستایش قرار می گیرد.آیین آق آش یا جشن 63 سالگی یکی از مراسم مربوط با پیامبر(ص) است و هر ترکمن وقتی 63 ساله می شود به افتخار 63 سال زندگی پر ارج و با عزت پیامبر اکرم (ص) جشن بر پا می کند. در این مراسم، ریش سفید ها، آخوند ها، طلبه ها و اقوام دور و نزدیک، دعوت می شوند  

دانلود مستند آیین آق آش


 لینک دانلود با حجم 110 مگابایت

http://www.bayragh.ir/video/agh_ash%5bBayragh.ir%5d.wmv





  • مراسم سویت قازان
  • ترکمن ها در مراسم سویت قازان به رهبری آخوند یا طلبه ی محل به دو گروه می شدند و بعد از نماز عشا بر در خانه ها می رفتند و اشعاری مبنی بر طلب باران به شرح زیر و با آواز می خواندند:

    گروه اول
    سویت قازانا، سویت قازان
    سویت قازانا، نا گرگ؟

    گروه دوم 
    قایمقلی جا، سویی گرگ
    چیقیم چیقیم، بیز گرگ
    ایگنه اوجی، تیز گرگ

    گروه اول
    آش بیشردیم، دوشیردیم
    ایمه دینگ دا، سویت قازان!
    بوقچا دوکوب، دون بیچدیم
    گیمه دینگ دا، سویت قازان
    یاوشان ییغیب یول آچدیم
    گلمه دینگ دا، سویت قازان

    گروه دوم
    قوتور اوغشوق گتیردیم
    ساغالتماثانگ، گیت مارین
    قاتی تاغار گتیردیم
    دولدیر ماثانگ گیت مارین
    بیراشه جیک، گتیردیم
    دوییر ماثانگ، گیت مارین
    بیر هالتاجیق، گتیردیم
    دولدیر ماثانگ، گیت مارین

    گروه اول
    قُت قُتی نی گوردینگمی
    قُتا سلام بردینگمی
    شو آی دوغندان باری
    یاغین قاراثینی گوردینگمی

    ترجمه

    گروه اول
    دیگ شیر، ای دیگ شیر
    دیگ شیر از ما چه می خواهد؟

    گروه دوم
    دیگ شیر، سرشیر می خواهد
    چند قواره کرباس می خواهد
    سوزنی نوک تیز می خواهد

    گروه اول
    غذا پختم و سرو کردم
    اما تو چیزی نخوردی، ای دیگ شیر
    از بقچه ام جامه ای فاخر دوختم
    نپوشیدی، ای دیگ شیر
    بوته های آویشن را از گذرگاهت برداشتم
    اما تو نیامدی، ای دیگ شیر

    گروه دوم
    شتری آورده ام، آلوده به گر
    اگر شفایش ندهی، نمی روم
    ظرفی چوبین آورده ام
    اگر پر نکنی نخواهم رفت
    کره خری آورده ام
    اگر سیرش نکنی نخواهم رفت
    کیسه ای کوچک آورده ام
    اگر پر نکنی نخواهم رفت

    گروه اول
    (ای سویت قازان) آیا قُت را دیدی؟
    آیا به قُت سلام گفتی؟
    آیا در ماهی که گذشت
    نشانی از باران دیدی؟

    در این مرحله، هر دو گروه «آل لاو» می گویند که مخفف «الله هو» است و صاحب خانه با پاشیدن آب به روی کسی که وظیفه ی جمع آوری نذرها را دارد و «اِشک / خر» خوانده می شود، با دادن مقداری پول یا غذا نذر خود را ادا می کند.
    کاربرد واژه ی اشک برای کسی که نذورات را جمع آوری می کند شاید بدان جهت باشد که در روزگارانی دور، به علت فراوانی نذری ها از «اِشک / خر» استفاده می کردند، اینک این وظیفه را جوانی بر عهده دارد که خورجینی بر دوش خود انداخته است.
    شعر سویت قازان و مراسم آن، حشره ی کفشدوزک را تداعی می کند که ترکمن ها به آن سویت قازان می گویند و کودکان ترکمن با دیدن این حشره می خوانند:

    سویت قازانا، سویت قازان
    اوقارا گیتر، سویت برایین
    قایماق برایین، آش برایین
    بیز برایین، نامه ثویثنگ تیز برایین 

    ترجمه
    ای سویت قازان
    ظرف بیاور، شیر بدهم
    سرشیر بدهم، غذا بدهم
    کرباس بدهم، هر چه بخواهی فورا می دهم.

    امروزه به علت بالا رفتن سطح آگاهی مردم و تحصیلات در سطوح مختلف تا دانشگاه، دیگر اعتقادات و باورهای غلط جز در نزد افرادی انگشت شمار، آن هم عامی و بی سواد، جایگاهی در بین مردم ترکمن ندارد. هرچه هست اتکال به خداوند یگانه و پیروی از دستورات مذهبی کسانی است که با آیات الهی آشنا هستند و مردم را به پیروی از دستورات دین مبین اسلام دعوت می کنند از جمله این افراد آخوندها، ملاها، ایشان ها، اولادها و ... هستند.

    منبع
    سیری در تاریخ سیاسی و اجتماعی ترکمن ها- امین الله گلی
    نگاهی به فرهنگ مادی و معنوی ترکمن ها- گنبد دردی اعظمی راد
     

مراسم عروسی ترکمن ها

مراسم عروسي تركمنها پر از ويژگيهاست و جذابيتهاي بسياري دارد. عروسي ها در ميان تركمنها به مدت 3 يا 4 روز به طول مي انجامد . پس از آنكه خانواده داماد دختري را پسنديده باشند ع مادر و گلجه (زن برادر) داماد به خانه عروس رفته خواستگاري مي كنند .
خانواده عروس پس از تحقيق درباره داماد و خانواده آن جواب را مي دهند اگر جواب مثبت باشد خانواده داماد با شيريني و شكلات به خانه عروس مي آيند.
در شب قدر در ماه رمضان خانواده داماد و فاميلهايشان با شيريني و آجيل و كادوئي براي عروس به خانه آنها آمده جشن و سروري بر پا مي كنند .
در عيد قربان نبز گردن و سينه گوسفند را به شكل مثلثي در مي اورند كه به آن «دوش» مي گويند . طرف داماد اين گوشت را با تزئين و در كنار گوشت كادوئي متنوعي براي عروس خريده آنها را به خانه عروس مي برند .
اگر خانواده داماد بخواهند مي توانند مراسم نامزدي را در يكي از روزها با جشن شب قدر و روز عيد قربان برگزار مي كنند ، اگر چنين نباشد ، مادر داماد به خانه عروس آمده روزي را براي مراسم نامزدي مشخصمي كند.
عروسي تركمنها چندين مرحله دارد كه عبارتند از ك
1- قودا بولماق
2- پذيرائي
3- مصائب(مصاحب)
4- عروس كشي
5- اوجه
6- اللش درمه
7- قايتارمق

قودا بولماق


Open in new window

يك روز قبل از عروسي همه خويشاوندان داماد با ريش سفيدان محل به خانه عروس مي روند. در اين روز ريش سفيدان با پدر عروس صحبت مي كنند و در ميزان مهريه به توافق مي رسند.
زنها نانهاي مخصوصي به نام قاتلمه و اكمك كه قاتلمه ضخيم و اكمك نازك است ، مي پزند و به خانه عروس مي برند در اين روز طلاهاي زيادي نيز به عروس كادو مي دهند و جشن بزرگي برپا مي كنند.
پذيرائي (مراسم اختصاصی عروس)
فرداي روز قودابولماق ، عروس با دوستان و آشنايان خود جشني را بر پا مي كنند كه در آن خويشان داماد نيز حضور دارند.
مصائب (مصاحب)
در شب همان روز پذيرائي ، داماد با دوستان و هم سالان خود جشني را برپا مي كند.این مراسم در واقع اصلی ترین قسمت یک عروسی در ترکمن صحرا است که میهمانان مختلف در آن حضور دارند.و با شام از میمانان پذیرایی می شود.بعد از مراسم شام معمولا" مراسم رقص و آواز و یا کانسرت بخشی(موسیقی سنتی ترکمن صحرا) اجرا می گردد.برنامه کانسرت و یا برنامه های جایگزین آن تا پاسی از شب ادامه دارد.در بعضی مراسمها هم بجای رقص و آواز و یا بخشی مراسم دینی مولود خوانی و مسابقه قرآن برگزار می گردد.
عروس كشي

Open in new window

Open in new window

Open in new window

Open in new window

صبح فرداي مصاحب در جلوي خانه داماد ماشينهاي عروس و داماد را تزئين مي كنند ، ماشينها بوق زنان به طرف خانه عروس مي روند .

 

عروس با ينگه ها منتظر نشسته است ، سپس گلجه (زن برادر) داماد با گلجه عروس چاشو (نوعي روسري مخصوص قرمز رنگ كه عروس بايد قبل از سوار شدن به ماشين آن را بر سر بگذارد) را به يكديگر پرت مي كنند و دعواي ساختگي را راه مي اندازند در اين دعواي ساختگي گلجه داماد و گلجه عروس نام پدر و پدربزرگ عروس و داماد را معرفي مي كنند ع سپس گلجه داماد چاشو را گرفته بر سر عروس مي گذارد و عروس با دوستان و فاميلان نزديك خود سوار كجاوه مي شود.

البته بايد ذكر شود كه كجاوه عروس و داماد جدا است و داماد نيز با دوستان خود سوار مي شود . مادر عروس بر روي دو ماشين كجاوه آرد مي ريزد به نشانه اينكه سفيد بخت شوند . كجاوه بوق زنان به طرف خانه داماد حركت مي كند در راه از جلوي هر خانه كه مي گذرد اهالي آن خانه خوشبختي عروس و داماد را آرزو مي كنند .


وقتي كه عروس را به خانه داماد مي آورند با ينگه هايش در يك اتاق مي نشينند و همسايه هاي داماد به ديدن عروس مي ايند.
«در ضمن براي عروس و داماد قلب گوسفندي را كباب كرده و به دو نيم تقسيم مي كنند . و نصف ان را به عروس و نصف ديگر را به داماد مي دهند تا بخورد به اين اميد كه قلب و دل انها با هم باشد و هيچكس حق خوردن از اين كباب را ندارد.»
اوجه
زنان فاميل غذائي به نام چگدرمه (پلو قرمز رنگ شبيه استانبولي) درست مي كنند و براي عروس و داماد در ظرفهاي جدا مي ريزند ، عروس و داماد بايد هر كدام از ظرفهاي يكديگر بخورند ، و بعد پيشاني بند پارچه اي و دايره شكلي به نام «آل لانقي» بر سر عروس مي گذارند.

اللش درمه
قبل از غروب افتاب دست عروس و داماد را در دست يكديگر گذاشته ، زنان براي خوشبختي آنان شعر زير را مي خوانند كه در واقع تعيين خط مشي آينده آنها است.
آلا جا كوينگ گيدرمه آرپا چوروك ايدرمه
ساغ الي ساري ياغدا سول الي سوق اوندا
آغز لا قاپدرمه توي نيق لا دپدرمه
چاير كمين چرماشادينگ مل لر كمين اورنا شادينگ
يوزدان يوزدان يوي درادينگ يوزليگ كوينگ گيدراينگ
آل يانقاقدان آفشادينگ آلا يورغان دفشادينگ
آي يوزليني سنگا تافشرديم سني سني خدايه تافشرديم

ترجمه:گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
پيراهن بد مپوشان ، نان جو مخوران ، دست راستش در روغن زرد ، دست چپش در آرد بگذار (كنايه از ثروت). نگذار كسي او را نيش بزند ع مثل يونجه به هم بچسبيد مثل درخت مو قبه هم بچسبيد . پولهاي زيادي خرج كند ع پيراهن گرانبها برايش بخر ، از لبهاي سرخش بوسه بگير .
ماه رو را به تو سپردم ، تو را به خدا.
و سه بار اين شعر را تكرار مي كنند در وسط هر بار دوستان داماد او را مي برند و بر مي گردانند .
بعد مراسم «چاي» است به اين معني كه داماد و دوستان نزديكش به اتاقي كه عروس در آن نشسته مي روند و از دست تازه عروس چاي مي نوشند و هر كدام هديه اي مي دهند . فلسفه اين چاي خوردن به اين علت است كه چون نو عروس و داماد همديگر را قبلاً نديده بودند اين افراد و دوستان باعث باز شدن سر صحبت و حرف زدن عروس و داماد مي شوند . از طرف ديگر در خانه مادر داماد بين قوم و خويش «سويجلك هالتا» يعني كيسه هاي كوچكي كه شيريني و نقل و سكه در ان است و معمولاً عروس با خود مي آورد تقسيم مي شود و معمولاً 30 الي 40 تا است .

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
قايتارمق

فرداي روز عروس كشي عروس را به خانه خودشان بر مي گردانند. و به مدت يك شب در خانه خودشان مي ماند. كه به زبان محلي (قايتارمق) مي گويند و فرداي همان روز مادر يا خواهر داماد به دنبال عروس مي ايند و او را مي برند.


Open in new window

مراسم   الشدیرمه

اللشدیرمه
آلاجا کوينگ گيديرما
آرفا چورگ ايديرما
آغيزلا قابديرما
توينيقلا دبديرما
يوزوني گوزلاب اوتيرسين
الينا ساناب گترسين
مکه بيلن آيلاسين
اگين باشين شايلاسين
مدام گولوب گوزله سين
شيرين شيرين سوزله سين
اويوندا بال قايناسين
دويوينگ دا اوغول اويناسين
صانقينگ اون بولسين
اسکناسينگ کان بولسين
آغزي ديلي بير بولسن
يورگي سودن در بولسين
قاين اتاسي گلندا
مسگه ياغين دان قويسين
قاين انه سي گلندا
محبتندن دويسين
يگيت ايشلاب گترسن
گلين يرينا يترسين
سين ادمانا گلن لر
اقزني آچيپ اوترسن
بازار بازار بارماسين
بولور بولمز آلماسين
کووش جيگينگي شيرفيلداديب
اووا گزن بولماسين
يالي جيقينگي اولفيل لديب
گپ گزديرن بولماسين
مانگله ی ساچيني سلفل لدب
کينه توتيان بولمسين
ياشايش دا مس بولما
کاس لر بيلن نحث بولما
سايلا ياخشي ياماني
هر کم بلن دوست بولما
اويکن بولما باغير بول
گلين لردان آغير بول
داوان بولما آيه بول
ايل ايچيندا مايه بول
آقجا شکر سچرسينگ
غمگين گونينگي آچارسنگ
اوز يارينگي گورنگدا
کپتر بولوب اوچارسنيگ
بويگيت بابا بولسين
گلين هم ماما بولسين
بونلاردان اونيپ اوسن
اوزي بير اووا بولسين
ارتي تورياندان بولسين
طهرت قلياندان بولسين
عليم يانق قاين انانگ
گووني گورياندان بولسين
داقينانينگ آسيق بولسين
دشمانلرن باسيق بولسين
زليخانينگ بختندان
سليمانيگ تختندن
جمعيتي اويشرديگ
آق کجاوه سيشرديک
آينگ اون دوردي گوني
بيري بيرنا قاوشيرديق
گليني ييگيدا تابشبردیق
يگيدي الله تابشبردیق

مذهب، اعتقادات، باورها

آتش در باور ترکمن ها
آتش در باور ترکمن ها
در آداب و سنن گذشته ترکمن ها آتش مقام ویژه ای را احراز می کند. بعصی از این مراسم جنبه احترام عمومی نسبت به آتش را نمایان می سازد. جنبه عمده این احترام با خاصیت نگهدارنده و سحرانگیز آتش مرتبط است. که این نیز بنوبه خود از درک آتش به عنوان یکی از نیروهای قهار طبیعت که دارای نیروی سحرآمیز مقتدری می باشد منشأ گرفته است. اکثریت این تصورات با اصطلاح "ایریم" (نشانه، علامت، فال) مشخص شده اند، برخی دیگر از جمله مراسم پاکیزگی هرساله بوسیله آتش که پائین تر بطور مختصر در مورد آن ها صحبت خواهیم کرد با اصطلاح " دأپ دسٌور" مشخص می شوند.
جنبه عمومی احترام به قوه طبیعی آتش پیش از همه در ممنوعیت اعمالی بروز کرد که در آن ها برخورد با آتش توهین آمیز تلقی می شد. برای مثال تف کردن به آتش حرام است و این در مورد خرمن آتش افروخته، اجاق خانگی و تنور صدق می کند. کسی که مرتکب چنین عملی شود، بنا بر اعتقاد، بدبختی به او روی خواهد آورد. در فولکلور ترکمنی اصطلاحی که برای نسل های قدیمی تر کاملا آشناست یعنی "اوُت اورز" (آتش نورانی) و در صرب المثل عـــامـیـانـه " اوُت آستیندا بلا قالماز" (زیر آتش بلا نمی ماند) بروشنی این تصورات را نشان می دهد.
در میان طوایف گوناگون آداب و رسوم مختلفی نسبت به آتش وجود داشته است. مثلا در نزد گوکلان های قارری قالا این نظر وجود داشته است که اگر شراره ای از آتش بطور اتفاقی بروی لباس کسی می افتاد و آن را می سوزاند می گفتند که جای پریشانی نیست. و یا در بین ترکمن های یمرلی چنین اعتقادی وجود داشته است که اگر کسی ظرف را با آب در آتش بیندازد، لازم است که در آنجا کمی آرد ریخته شود. (سمبل خون بها دادن)
در گذشته نه چندان دور در نزد ترکمن های یموت غربی جائی که دامپروری وجود داشت، آتش نقش بزرگی را ایفا می کرد. بدین گونه که اُبه بهنگام کوچ ییلاق یا قشلاق به منظور تمییز کردن، خرمن بزرگی از آتش برمی افروختند و مردم با جل وپلاس خود در حالی که حیوانات را می راندند، از میان آتش می گذشتند. پس از پایان مراسم معمولا خرمن های آتش را به یکدیگر متصل می ساختند تا مفری برای ارواح شریر و پلید باقی نماند تا آنها نتوانند ایشان را تا محل جدید دنبال کنند.
مثال دیگر حاکی از آن است که هر چهارشنبه، آتشی را برمی افروختند و در آن برای خلاصی از شر اجنه و ارواح شاخ و نمک و چیزهای دیگر می انداختند.
طبق اسناد جمع اوری شده نژادشناسی، پرش از روی آتش در بین همه قبایل ترکمن از دیر باز رایج بوده است. اجرای این مراسم در ماه های "مه رد" و "صافار" وآخرین چهارشنبه سال کهنه اجرا می شده است. پرش از روی آتش در بین طوایف مختلف اصطلاحات متفاوتی داشته است. تکه ها آن را شامان اُوت، یموت های تاختینی، ساریق ها، ساری لی و قارا داشلی آن را شامار اُِوت، گوکلان ها و یمرلی ها آن را شامباز اُوت می نامیدند.
مراسم پرش از روی آتش طبق راویان اخبار به معنای پاکیزگی از همه آلودگی هائی که در طول سال در انسان جمع شده ، بوده است. در قرن نوزدهم در مراسم پرش آتش همه اهالی اُبه به جز سالمندان و شخصیت های روحانی قبیله شرکت می کردند. در مراسم ابتدا مردان، سپس زنان و بالاخره نوجوانان از روی آتش می پریدند. در حالی که در اطراف خرمن آتش می چرخیدند، رو به آتش چنین می خواندند:

شامان اُوت،
بولدیم شات.
پارلاپ اوستینگدن گچدیم،
زارلاپ گؤنامی دؤکدیم.
حایر قیلسن ایشیمی،
غوراپ ساقلا داشیمی.

پرش بر روی آتش در سمت هایی از جنوب به شمال و از شرق به غرب انجام می گرفت. خوش گلدی بختیارف در یادداشتی با عنوان "بقایای نسل آتش در نزد ترکمن ها" توصیف زیبائی از مراسم پرش بر روی آتش در اسنقلی در بهار 1922 بدست می دهد. طبق نوشته وی وقتی خورشید غروب می کرد خرمن های آتش پدیدار می شدند و زنان در حالی که کودکان را در آغوش خویش داشتند با فریاد شادی از روی آتش می پریدند.
در گذشته مراسم شکستن ظروف قدیمی به هنگام پرش از روی آتش و انداختن آن در آتش وجود داشته است.
اعتقادات و مراسم مربوط به آتش در میان ترکمن ها به دوران پیش از اسلام باز می گردد، هر چند برخی از سنت های مربوط، رنگ و روی اسلامی به خود گرفته است، معذلک یکی از درخشان ترین بازمانده های دوران گذشته است.

منبع
برگفته از کتاب: تحقیقاتی در مورد نژاد شناسی ترکمن ها، (آکادمی علوم ترکمنستان- انستیتوی تاریخ، باستان شناسی و نژادشناسی)
بابا کلته

حیوانات در باورهای عامیانه ترکمن
حیوانات در باورهای عامیانه ترکمن ترکمن ها درباره پیدایش حیوانات و ویژگی های هر یک از آنها، اعتقادات و باروهای افسانه واری دارند که ریشه در فرهنگ کهن آنان دارد. در میان ترکمن ها هر حیوان با خصوصیاتی که ویژه خود اوست شناخته می شود. ریشه این باورها به قدری عمیق است که در برخی موارد خصلت های اشخاص را با تشبیه آنان به حیوانی مشخص - که در باور عامه مظهر آن صفات است- بیان می کنند. به طور مثال مکر روباه، قدرت ببر، سخاوت شیر، تناوری گوزن، ذلت، بدخلقی و یا رنج و مشقت سگ، تندرستی و سر زندگی اسب، زود خوابی مرغ، شب زنده داری جغد و ... در میان ترکمن ها امثالی شایع است.
روایت های افسانه واری که درباره پیدایش حیوانات و یا خصایش آنها در میان عوام رایج است گاه رنگ و صیغه ای مذهبی به خود می گیرند. به عنوان مثال پیدایش کرم از چوب های کشتی حضرت نوح.
ترکمن ها از کشتن برخی حیوانات (همچون جغد و ...) می پرهیزند، زیرا بر اساس روایت های افسانه وار بر این باورند که این حیوانات از انسان پدید آمده اند. به طور مثال در پندار آنها، جغد شاهزاده جوانی بوده که با جادو به شکل پرنده در آمده است و ...
در اینجا به بیان چند حکایت افسانه وار درباره پیدایش حیوانات و نیز ویژگی های آنان می پردازیم.

پرستو ( قارلاواچ)
در زمان های بسیار کهن، زن و شوهری با یک دختر و یک پسر به خوشی زندگی می کردند و از قضا زندگی خوش آنها چندان دوام نیافت و مادر بچه ها در گذشت. پدر با زنی دیگر ازدواج کرد. نامادری شریر چشم دیدن این بچه ها را نداشت. او در هنگام بارداری هر روز از شوهرش یک خوردنی درخواست می کرد. تا این که روزی از او تقاضا کرد که پسرش را ذبح کرده، خوراک او قرار دهد. پدر بی رحم نیز در غیاب دخترش چنین کرد.
وقتی دختر به خانه برگشت، اندام و اعضای برادر کوچکش را در داخل دیگ جوشان دید و گریه و ضجه راه انداخت. در این حین چشم او به پرنده ای افتاد که از داخل دیگ به هوا برخاست و چرخی در اتاق زد و گفت:
کافر آتام اولدورمیش
اؤوی اِنم بیشیرمیش
بی بی جیگیم آغلامیش
منده بولدوم قارلاواچ
« پدر کافرم مرا کشته
و نامادریم پخته است
و من با گریه خواهر عزیزم
به پرستویی تبدیل شدم»
و از اتاق بیرون پرید.
در میان ترکمن ها پرستو نیز حرمتی ویژه دارد و هیچ گاه شکار نمی شود، زیرا آن را در اصل پسر بچه ای یتیم و مظلوم می دانند.

کرم (قورچوق)
می گویند حضرت نوح (ع) از هر نوع حیوانی یک جفت در کشتی اش گرد آورد. الّا کرم که از یاد او رفته بود. به امر خداوند چند کرم از چوب کشتی پدید آمدند. اما قسمتی از چوب کشتی که آنها از آن خارج شده بودند به صورت سوراخی باقی ماند و آب از آن به داخل کشتی نفوذ کرد. حضرت نوح خواست که یکی از حیونات به طور داوطلب مسئولیت جلوگیری از نفوذ آب را به کشتی بر عهده بگیرد. مار از آن میان گفت: من روی سوراخ چنبره می زنم و آن را با دمم مسدود می کنم، به شرط اینکه خوراکی را که می خواهم برایم فراهم کنید.
پس از قبولاندن شرایطش، مار به انجام وظیفه اش پرداخت و پشه را مامور کرد که بگردد و لذیذ ترین گوشت موجود را شناسایی کند. پشه از گوشت تمامی حیوانات و نیز انسان چشید و به این نتیجه رسید که گوشت انسان خوشمزه ترین گوشت هاست.
پرستوی مهربان پشه را دید که به سوی مار می شتافت و از او ماوقع را جویا شد. پرستو که خود از انسان نشأت یافته بود، تصمیم گرفت که از رسیدن این خبر به مار جلوگیری نماید. بنابراین رو به پشه کرد و گفت: «مرحبا بر این ذائقه! زبانت را در بیاور تا بوسه ای بر آن بزنم.»
وقتی پشه زبانش را در آورد. پرستو با منقارش آن را از بیخ کند. پشه بیچاره وز وز کنان پیش مار رفت، اما مار از حرکات و اشارات او چیزی نفهمید. در این اثنا پرستو سر رسید و رو به مار گفت: « پشه می خواهد بگوید که خاک خوشمزه تر از همه چیز است.»
پشه اشاره ای به زبان خود و نیز پرستو کرد و به مار فهماند که پرستو او را لال کرده است. مار خشمگین از این کار پرستو، جست و دم پرستو را به دهان گرفت. پرستو در صدد فرار برآمد اما قسمت میانی دُمش در دهان مار ماند.
از آن روز به بعد دم پرستو به صورت دو شاخه و قیچی وار درآمد. پشه نیز از آن به بعد وز وز کنان گوشت تن جانداران مختلف را چشید و مار خاک خواری کرد. کرم ها که از چوب نشأت گرفته بودند، همواره در میان چوب ها زندگی می کنند و از جمله آفات چوب شناخته شده اند.

شهروز آق آتابای
فرهمند آق آتابای

اعتقادات دینی ترکمن ها قبل از اسلام


ترکمن ها تا ظهور اسلام در سرزمین آنها، متاثر از تفکرات اجتماعی و دینی ماوراء النهر نظیر بودایی، مانویت و در بعضی مناطق تفکرات شمنی (طبیعت پرستی و اعتقاد به آسمان) بودند و مظاهر طبیعت و آسمان و زمین و آب را مورد تقدس قرار می دادند. تقدس تنگری (خدای آسمان) از اعتقادات خیلی قدیمی آنها حکایت می کند. آسمان یکی از عناصر مقدس محسوب می شد که علت آن را در ریزش باران و به دنبال آن سرسبزی و آبادانی می دانستند و برای آن مراسم سویت قازان را اجرا می کردند.
نخستین سیاحی که از مراسم دینی ترکمن ها (اغوزها) سخنی به میان آورد، احمد بن فضلان می باشد. وی در سال 309 هجری از بغداد جهت گسترش اسلام در بین ترک ها و اسلاوها به سرزمین ماوراء النهر و خوارزم می آید. ابن فضلان می نویسد:
« در جرجانیه (اورگنج را جرجانیه هم گفته اند)، هر کسی بخواهد هدیه ای به دوستش تقدیم کند می گوید: نزد ما بیا با هم صحبت کنیم من آتش خوبی در خانه دارم.»
احترام داشتن آتش در بین تمامی اقوام از جمله ترکمن ها رایج بوده است. در ضمن مسافرت وی از جرجانیه به سمت سرزمین غزها در راه هوا خیلی سرد و سرمای آن غیر قابل تحمل بود، در این موقع یکی از یاران وی رو به ابن فضلان کرده می گوید: « خدای تو از ما چه می خواهد؟ او دارد ما را از سرما می کشد». ابن فضلان می گوید: «می خواهد شما لا اله الا الله بگویید»، آنگاه وی خندید و گفت: «اگر می دانستیم چنین می کردیم.»
در ماه ذیقعده سال 309 هجری ابن فضلان نزد غزها بود، « اینان به اسلام ایمان ندارند و بزرگان خود را ارباب می خوانند وقتی یکی از ایشان بخواهد با رئیس خود در کاری مشورت کند، می گوید: ای خدا در فلان کار چه کنم؟ ایشان در کار خویش با یکدیگر مشورت می کنند، هرگاه به یکی از آنان ستمی بشود یا پیش آمد ناگواری برایش روی دهد سر خود را به سوی آسمان بلند کرده می گوید: «بیر تانگری» این لغت ترکی و به معنای خدای یگانه است. از پادشاهان و رؤسای آنها نخستین کسی را که ملاقات نمودیم «ینال کوچک» بود. وی مسلمان شده بود و به او گفته بودند اگر اسلام اختیار کنی بر ما ریاست نخواهی داشت، از این رو از اسلام دست کشید.

هرگاه مردی از ایشان بیمار شود و بمیرد برایش چاله بزرگی به شکل اطاق حفر می کنند و قرطق (عبا) و قبای او را به تنش کرده، کمربند و کمانش را بسته به یک قدح چوبی پر از شراب «قمیز» در دست او می نهند و یک ظرف چوبی از شراب در مقابلش قرار می دهند و هر چه دارد در آن اطاق نزد او می گذارند. آ«گاه او را در آنجا می نشانند (یعنی نشسته به خاک می سپارند) سقف اطاق را می پوشانند و بالای سقف را به شکل گنبد می سازند.»
فاروق سومر شکل این گنبدها را شبیه خانه های ترکمانان (آلاچیق) می داند. وی اضافه می کند: « در نزد ترکمن های کنار دریای خزر قبه هایی وجود دارد که به آن «یوسکا» می گویند». نمونه های این قبرها در زیارتگاه خالدنبی وجود دارد.
وامبری در ضمن سیر و سیاحت در نزد ترکمن هابه سال 1862 میلادی از مراسم خاکسپاری ترکمن ها سخن رانده، می نویسد: «وقتی یکی از رؤسای برجسته یعنی کسی که به دریافت لقب «باتر» (دلاور) نائل شده باشد، بمیرد، رسم است که یک «یسکا» (تپه کوچک) روی قبرش برپا می کنند. هر ترکمن باید با ریختن دست کم هفت پارو خاک در آن شرکت کند و این بناهای یادبود غالبا دارای شصت پا محیط و بیست و پنج تا سی پا ارتفاع می شود.»
در زیرنویس کتاب اشاره شده که این رسم در بین هون های قدیم وجود داشته و مجارهای امروز هم گاهی آن را به جا می آورند. امروزه ترکمن ها معتقدند که شرکت در مراسم خاکسپاری وظیفه هر فرد مسلمان است.
ابن فضلان چنین ادامه می دهد: « سپس به دام های متوفی روی می آورند و به نسبت تعداد آنان از یک تا دویست راس می کشند و گوشت آنها را بجز کله و پاچه و پوست و دم می خورند، و آنچه را که نخورند بر چوبه ای می آویزند و می گویند: «اینها دام های او هستند که سوار بر آنها به بهشت می رود». هرگاه در زمان حیاتش کسی را کشته و شخص شجاعی بوده به تعداد کسانی که به دست او کشته شده اند، شکل هایی از چوب تراشیده و در قبرش می گذارند و می گویند: اینها غلامان او هستند و در بهشت به او خدمت می کنند.»
در گذشته در قبرستان های منطقه گلیداغ و به ویژه بر سر قبر نخورلی های ساکن جرگلان خراسان، چوب هایی به شکل پر و بال پرندگان تراشیده نصب می کردند و در قبرستان خالدنبی بر سر مردگان ستون هایی از سنگ تراشیده که تا 5/2 و حتی بیشتر ارتفاع دارد و دارای بندهایی گاه یک حلقه و گاه 2 تا 3 حلقه است، گویا این حلقه ها نشانه تمول و قدرت متوفی بوده که بعدا به صورت قوچ درآمده است.

فاروق سومر از مراسم «یوق آشی» و «اولو آشی» صحبت به میان می آورد که منظور مراسمی است که در هنگام وفات مرده برگزار می شود و غذایی صرف می شود.
هنگام مرگ پهلوان او را همراه با اسب دفن می کردند و دم بقیه اسب هایش را نیز می بردیند و هنگام مرگ، ایل از چشمان خود اشک خونین جاری می ساختند (قانلی یاش) (بدینگونه که صورت خود را با ناخن خراشیده همراه با اشک، خون نیز جاری می شد.)
فاروق سومر از یک عقیده دیگر ترکمن ها سخن می گوید: «طبق یکی دیگر از باورهای غزها، آنان آب را مقدس و پاک می دانند بهمین جهت فرو رفتن در آب را گناه بزرگ می شمارند و موقع رفتن به آب نباید لباس را از تن کند - نباید تن با آب تماس یابد.)
ابن فضلان در ادامه سفر خود نزد ترکهای باشقرد (باشگرد) رفته از یکی از خصوصیات آنان یعنی پرستش قطعه چوب سخن می راند. وی می نویسد: «هر یک از ایشان تکه چوبی تراشیده و به گردن خویش می آویزند و چون قصد سفر یا برخورد با دشمن کند آن را می بوسد و بر آن سجده می گذارد و می گوید «خدایا با من چنین و چنان بکن»، در میان ایشان کسانی هستند که به وجود 12 خدا معتقدند «خدای زمستان، خدای تابستان، خدای باران، خدای باد، خدای درخت، خدای مردم، خدای چهار پایان، خدای آب، خدای شب، خدای روز، خدای مرگ و خدای زمین»، خدایی که در آسمان است بزرگترین آنها می باشد و در عین حال با سایر خدایان متفق است و هر یک از آنان از کار شریک خود رضایت دارد.»
این اعتقادات را می توان همانند خدایان متعدد یونانی دانست. همانطور که در یونان در راس خدایان مختلف زئوس قرار دارد، در اینجا هم در راس خدایان متعددی که نام برده شده خدای آسمان (تنگری) قرار دارد. امروزه در اعتقادات خرافی ترکمنها ایه (صاحب) می گویند، مثلا «گورگن ایه / خدای رود گرگان»، «قونوم ایه سی / خدای قبرستان» و ... .
یکی از سیاحان چینی به نام هسوان تسانگ در سال 629 میلادی مطابق با هشتم هجری جهت تبلیغ بودیسم از راه ترکستان به هندوستان رفته، درباره ناحیه ایسّی گول می نویسد: «برخی از ترک ها زردشتی بودند، آنها آتش را مقدس می دانند و از نشستن بر روی چوب اجتناب می کنند معتقدند که چوب حاوی آتش است.»
ابواسحق اصطخری که 340 هجری از مناطق ترک نشین دیدار کرده می نویسد: «طراز سرحد است میان ترک و مسلمان و حد اسلام تا این جایگاه است و از آنجا به خرگاه های خرلخان درشود.»
بنا به نوشته شهرستانی «مزدکیان در سمرقند و شاش (چاچ) و ایلاق منزل گزیدند به احتمال قوی مزدکیان نخستین ناشران این فرهنگ در سرزمین بین سیردریا و « چو » بوده اند.»
مسعودی در قرن چهارم هجری تغزغزان را پیرو مانویت می داند و بیرونی اعظم ترکان شرقی را پیرو مانوی می داند. بارتلد اینگونه نتیجه گیری می کند که مانویت فقط در میان مردم اسکان یافته حوزه سیر دریا که از دیگر ترکان تحصیل کرده تر بودند نائل شده است. تمیم بن بحر المطوعی جهانگرد عرب می گوید: «فقط در پایتخت تغزغران اکثریت با مانویان بوده و دیگر بخش های آن عده زرتشتیان بیشتر است.»
بعد از گسترش اسلام، امیر اسماعیل در سال 280 هجری هنگامی که بر شهر تالاس (طراز) پیروز گردید، کلیسای بزرگ آنجا را به مسجد جامع تبدیل کرد و مسجد جامع شهر مرکی هم پیشتر کلیسا بوده است.»
با وجود گسترش اسلام، رشیدالدین فضل الله، تمام اونقون ها و تمغاهای (مهر) اقوام بیست و چهارگانه اوغوزها را بیان داشته است یعنی زمان وی این علائم مراعات می شده است.
در ایام نفوذ اسلام در منطقه ماوراء النهر مقاومت هایی نظیر مقاومت «سول» انجام گرفته و حتی اوغوزها رهبرشان (یبغو) را بخاطر پذیرش اسلام، از رهبری خلع می کنند.
بارتلد در مقاله فتوحات اعراب در ماوراء النهر از مقاومت امیر سمرقند و کمک خواستن وی از خاقان چین با ذکر نامه ای به تاریخ 100 هجری نقل کرده است.
ماوراء النهر در سال 86 هجری به دست محمد قتیبه فتح گردید و در سال 92 هجری خیوه به دست مسلمانان فتح گردید.

منبع
سیری در تاریخ سیاسی و اجتماعی ترکمن ها- امین الله گلی

اعتقادات دینی ترکمن ها قبل از اسلام 2

ترکمن ها از مسلمان های متعصب و سنی حنفی مذهب هستند (پیروان امام ابو حنیفه) و از میان فرقه های مذهبی به فرقه ی نقشبندیه تمایل بیشتری دارند که به وسیله ی خواجه بهاءالدین محمد نقشبندی بخارایی پایه گذاری شد. نقشبندی ها پیروان خود را «صوفی»، مبلغان خود را «مرشد» و تعالیم مربوط به آن را «علم باطن» می دانند. ترکمن های سلجوقی نخستین گروه از ترکمن ها هستند که اسلام آوردند (قرن 5 هـ .ق). اما قبل از اسلام سایر اقوام آسیای مرکزی تحت تأثیر تفکرات مختلف مذهبی بودند مثل (بودایی، مانوی، شمنی، طبیعت پرستی) و باورهای خاصی داشتند. از آن جمله است:

اعتقاد به تقدس آب
بر اساس این اعتقاد فرو رفتن در آب را - به منظور پرهیز از آلوده شدن آن- گناهی بزرگ می دانستند. (فروق سومر، اوغز لار ،ص 25)

اعتقاد به تقدس آتش
از این جهت که آتش را مظهر پاکی و نابودکننده ی امراض می دانستند. ابن فضلان نخستین کسی است که از تقدس آتش در بین ترکمن ها سخن می گوید: «در جرجانیه / اورگنج هر کس بخواهد به کسی هدیه بدهد می گوید: من آتش خوبی در خانه دارم. »
احترام به آتش و آب در بین ترکمن ها چنان است که هنوز هم آن دو را با هم نمی آلایند و خاموش کردن آتش را به وسیله ی آب گناه می دانند.

اعتقاد به تقدس ارواح نیاکان
به خصوص روح بزرگان قوم. از این جهت برای مرده های خود احترام خاصی قائلند و همه ساله یاد و خاطره ی عزیز از دست رفته ی خود را گرامی می دارند.

اعتقاد به دنیای بعد از مرگ
بر این اساس لوازم شخصی خود مرده را با خود او دفن می کردند. ابن فضلان می نویسد:« ترکمن ها مرده های خود را در چاله ی بزرگی به شکل اتاق، دفن می کنند در حالی که لباس پوشیده اند، کمربند و کمان و شمشیرش را در کنارش نهاده اند. آنها سقف گور را به شکل گنبدی می سازند که یوسکا نامیده می شود.»
آرمینوس وامبری نیز دز سفرنامه ی خود به یوسکا اشاره کرده است. (درویش دروغین،ص 401)
ابن فضلان در ادامه ی خاطرات خود می نویسد:« ترکمن ها پس از مراسم خاک سپاری به خانه ی مرده بر مي گردند و از گوسفندان او به تعداد حاضرین ذبح کرده می خورند و اعتقاد دارند که این گوسفندان ذبح شده، دام های متوفی هستند در بهشت».
از مراسم دیگر ترکمن ها این بود که اگر متوفی شخص دلیر و جنگاور بود به تعداد کسانی که به دست او کشته شده اند، چوبی تراشیده بر سر قبر می گذاشتند به این معنی که این کشته ها در جهان دیگر نوکران او هستند.

اعتقاد به تقدس آسمان
به این علت که آسمان را مظهر ریزش باران می دانستند.

اعتقاد به خدایان متعدد
ترکمن ها خدای آسمانی را « تانگری» می گفتند و او را برترین خدایان می شمردند و برای «تانگری» مراسم خاصی داشتند. از دیگر خدایان مورد اعتقاد ترکمن ها عبارتند از:« خدای زمستان- خدای تابستان- خدای باران- خدای باد- خدای درخت- خدای مردم - خدای چهارپایان- خدای آب - خدای آب- خدای شب- خدای روز- خدای مرگ- خدای خورشید- خدای ماه – خدای زمین- الهه زمین و فراوانی. »

اعتقاد به اتوگن
الهه ی زمین و فراوانی

اعتقاد به نیروهای طبیعی
کوه ها، رود ها، ارواح سرگردان و ...

اعتقاد به شامانیسم
آیینی که مبتنی بود بر تصورات مبهم درباره ی خدای آسمان یعنی «تانگری» . ترکمن ها بعد از پذیرش اسلام، بخشی از آیین شمن ها را با تغییراتی در ظاهر و اجرای آن، همچنان حفظ کردند و آن، آیین پر خوانی است. پر خوانی یعنی کسی که برای نجات بیمار روانی از دست موجودات ناپاک، دعای فراوان می خواند و همچون شمن ها در «شامانیسم» با شمشیر آخته و آتشین، حرکاتی جنون آمیز مرتکب می شود. در تمام این مراسم نوازنده ای با « تامدره / دو تار» او را همراهی می کند.

اعتقاد به طبقات 17 گانه ی دنیا
که « تانگری » یعنی خدای آسمان در طبقه ی هفدهم آن زندگی می کند.

اعتقاد به نیروهای نامرئی
که بعضی از آن ها نسبت به آدمیزاد کینه و دشمنی دارند. از جمله ی این نیروهای نامرئی «اجنه» هستند که تا همین اواخر نیز ذهن ترکمن ها را به خود مشغول کرده بود و بر چند قسم هستند:
الف- جن سیاه: این جن اگر از سمت چپ بدن ضربه بزند قابل علاج است اما اگر از سمت راست بدن ضربه بزند؛ غیر قابل علاج است.
ب- جن کبوتر سیاه: ضربه ی ناشی از این جن، غیر قابل علاج است.
پ- جن لوث: ضربه ی این جن مرگ آنی است.
ت- جن زنانه: این جن فقط به زن ها ضربه می زند. برای این که آن ها را تحت سلطه ی خود در آورد.
ث- جن تب آور: ضربه ی این جن، آدمی را دچار تب شدید می کند.
ج- جن باد: که ضربه اش صدایی شبیه زوزه ی باد تولید می کند.
چ- جن صحابه / جن مسلمان: که هیچ آزاری ندارد.
ح- جن قاراقرناق / کنیز سیاه: که چهره ای سیاه دارد و در حال شانه کردن موهای پیچ در پیچ خود در ساحل رودخانه ها ظاهر می شود و اگر کسی را بزند، جای ضربه او در بدن او باقی می ماند.
این جن ها- معمولا- به صورت انسان، با قدی کوتاه، بدنی پوشیده از موهای زرد، پاهای سم دار، کمر قوزدار و چشم هایی که شیار آن، عمودی است در هنگام شب ظاهر می شوند و محل تظاهر آن ها؛ حمام های مخروبه، گورستان ها، زیر زمین ها، آب انبارهای کهنه و خانه های خالی است. ترکمن ها اعتقاد دارند که جن از اسلحه ی سرد مثل چاقو و خنجر می ترسد و با دیدن این ابزارها فرار می کند. تنها راه مصونیت از جن رعایت موارد زیر است:
الف- پرهیز از ریختن نجاسات در معابر.
ب- پرهیز از پاشیدن آب داغ به معابر.
تعقل و تأمل درباره ی دو نکته ی فوق نشان می دهد که ترکمن ها به تأمین نظافت در جامعه اهمیت می دادند و مسائلی چون اعتقاد به جن، بهانه ای برای بهتر زیستن بوده است.

اعتقاد به قضا و قدر
ترکمن ها بسیاری از حوادث و اتفاقات را که در زندگی انسان ها اتفاق می افتد ناشی از نیرویی برتر می دانستند که از عواقب آن گریزی نیست. لاجرم با حوادث و اتفاقات به آسانی کنار می آمدند و کاسه ی چه کنم بر سر نمی زدند.

اعتقاد به تقدس باران
به این علت که باران را نمادی از سر سبزی و باروری زمین می دانستند. بر این اساس در خشکسالی ها مراسمی شبه مذهبی داشتند تحت عنوان «سؤیت قازان» یعنی دیگ شیری. این نام گذاری به این علت بود که شیر را نمادی از برکت و نعمت می شمردند.

امروزه به علت بالا رفتن سطح آگاهی مردم و تحصیلات در سطوح مختلف تا دانشگاه، دیگر اعتقادات و باورهای غلط جز در نزد افرادی انگشت شمار، آن هم عامی و بی سواد، جایگاهی در بین مردم ترکمن ندارد. هرچه هست اتکال به خداوند یگانه و پیروی از دستورات مذهبی کسانی است که با آیات الهی آشنا هستند و مردم را به پیروی از دستورات دین مبین اسلام دعوت می کنند از جمله این افراد آخوندها، ملاها، ایشان ها، اولادها و ... هستند.

منبع
نگاهی به فرهنگ مادی و معنوی ترکمن ها، گنبد دردی اعظمی راد


نماز در بین ترکمن ها
نماز در بین ترکمن ها
ترکمن ها معمولا نماز های روزانه ی خود را در مسجد و با جماعت ادا می کنند. مسجد در بین ترکمن ها هیچگونه تجمل ظاهر ی ندارد و فقط یک چهار دیواری ساده و محراب دار است. از عادات پسندیده ی ترکمن ها در داخل مسجد موارد زیر را می توان ذکر کرد:
الف) از صحبت کردن و شوخی پرهیز می کنند.
ب) سیگار نمی کشند، چای نمی نوشند، غذا نمی خورند و نمی خوابند.
ج) از مقابل نمازگزار عبور نمی کنند تا مبادا حرمت خلوت او خدشه دار شود.
د) نماز را در صف های فشرده، با نظم و ترتیب خاصی برگزار می کنند.
و به طور کلی از هر نوع امور مربوط به دنیا در داخل مسجد پرهیز می کنند. نماز در بین ترکمن ها ارج و قرب خاصی دارد و کوچک و بزرگ در به جای آوردن آن، خالصانه تلاش می کنند و آن، بر چند نوع است:

نمازهای روزانه
ترکمن ها در نماز های روزانه که 5 نوبت است، علاوه بر نماز های واجب، در نوبت های (صبح، ظهر، مغرب، عشا) نیز چند رکعت نماز مستحب تحت عنوان (سنت) به جای می آورند.

نماز جمعه
ترکمن ها علاوه بر نماز های روزانه، از به جا آوردن نماز جمعه نیز غافل نیستند و آن را همراه با جماعت به جای می آورند.

نماز تراویح
ترکمن ها در سی شب از شب های ماه مبارک رمضان و در مساجد محل، مراسمی روحانی دارند تحت عنوان «نماز تراویح» که به امامت پیش نماز مسجد برگزار می شود و در مجموع بیست رکعت است. (ده نماز دو رکعتی، غیر از نماز عشا)

نماز ختم قرآن
در ماه مبارک رمضان و در بعضی از مساجد به جای نماز های تراویح، مراسم ختم قرآن تشکیل می شود که ترتیب آن نیز مثل نمازهای تراویح است با این تفاوت که به جای سوره هایی از سی جزء قرآن را به پنج یا شش بخش تقسیم می کنند و در طول پنج یا شش شب همچون نماز های تراویح در 20 رکعت به جای می آورند.

نماز تسبیح
ترکمن ها علاوه بر نمازهایی که بر شمردیم ، معتقد به برگزاری نمازی دیگر هستند که «نماز تسبیح» خوانده می شود و پیامبر اکرم(ص) به جای آوردن آن را - اگر چه یک بار در طول زندگی- دارای ثوابی بسیار ذکر کرده است. نماز چهار رکعتی است و دستوراتی دارد.

.: بقیه در ادامه مطلب :.
ادامه نوشته

مقدمه ای بر اسب ترکمن



اسب ترکمن اندامی کشیده، دُمی باریک، سر و گردن زیبا دارد. برای اسب های بانژاد ترکمن درسال های گذشته ذخیره های ژنتیک این اسب، تقاضای جهانی یافته است. اسب ترکمن در نزد ترکمن ها پیشینه ای طولانی در سنن و زندگی صحرانشینی وجنگ وگریزها درگذشته داشته است.
تاریخ اسب به بیش از پنجاه میلیون سال پیش برمی گردد، که با اسب های کنونی به لحاظ جثه تفاوت های بسیاری داشت. اندام آنها بسیار کوچکتر از اسب های کنونی بوده و هیکلی به اندازه روباه داشته است. این حیوان ازخانواده Equidea است. اسب های یک میلیون و دویست هزار سال پیش شباهت زیادی به اسب های کنونی دارند. در عصر سنگ انسان های اولیه به شکار اسب ها پرداخته و گوشت آنها را مصرف می کرده اند. اسب تاریخ تکامل طولانی دارد. گفته می شود که تنها هفت گونه ی آن در آسیا و آفریقا تا کنون باقی مانده اند و ۶۳ نژاد اسب وجود دارند.
در پژوهش کاوشگران و دانشمندان در محدودهً استپ های جمهوری های آسیای مرکزی شوروی سابق، مناطقی وجود داشته اند، که در آنجا حدود ۶ هزار سال پیش برای نخستین بار اسب بدست شبانانی که در این استپ ها زندگی می کرده اند، اهلی شده بودند. به طور قطع می توان گفت که این اسب ها همزمان نیای مستقیم و بلافصل اسب ترکمن بودند.
در این منطقه گسترده، نژادهای متنوع مادیان مانند: اسب های باریک اندام ترکمن، که از شرق دریای خزر تا کوه های تیان شان وجود داشته، که درحقیقت می توان گفت، این اسب نیای اسب های سریع و چالاک امروزی شرق است؛ اسب سکایی با اندامی متوسط در ناحیه شمال ایران قدیم تا سیبری و اسب های با جثه کوچک کوهستانی زیست داشته اند، که اینها را یابو و اسب کوچک خزر نامیده اند. در مناطق غرب این محدوده ی وسیع ، اسب های عربی و در شرق آن اسب های وحشی مغولی به لحاظ آب و هوای جغرافیایی وجود داشته اند ،که پاره ای از آنها با اسب های بیگانه اصلاح یافته اند. اسب های کُرد ، اسب های دوخونی خاور زمین هستند. اسب های دوخونی شرقی ازآمیزش مادیان (یابو ) با اسب ترکمن است.
یکی از اسب های با نژاد و اصیل دنیا که در نواحی شرق این منطقه یعنی در منطقه آلتایی مغولستان کشف شد، اسب ترکمن است. این اسب که سده ها پیش از میلاد در گورستان های پازیرک آلتایی (این گورستان صد ها سال زیر یخ واقع بوده است. در این گورستان است که نخستین فرش دستباف دنیا یافت شد.) کشف گردید، همانند امروز نمد پیچ شده بوده اند. نژاد اصلی اسب ترکمن به لحاظ اینکه آمیزش خونی نداشته، بمثابه با نژادترین اسب و مادرِ اسب های موجود در جهان شناسایی شده است. (منطقه ای که ترکمن ها در آنجا به پرورش اسب اشتغال داشتند، با دتیای خارج تا پایان قرن نوزده به سختی در ارتباط بود، از این رو نمی توانست نژاد های دیگر اسب بر اسب ترکمن تاثیر بگذارند. به غیر از این، در این منطقه نژاد های بیگانه ای که در اصل نوع دیگر اسب های ترکمن بودند، وجود داشتند.) این اسب در نزد قوم ماد از اهمیت بالایی برخوردار بوده است و گویا بدست این قوم به نواحی شمال خراسان کنونی انتقال یافته است. اسب ترکمن در کاوش های شهر فرغانه ازبکستان نیز یافت شد که متعلق به هزار سال قبل از میلاد مسیح بوده است.
اسب ترکمن از دیرگاه در جنگ ها و پیروزی های شاهان ایرانی پیش از اسلام تا دوران معاصر بویژه دوران نادرشاه ، نقشی مهم داشته است. مهمترین برتری اسب ترکمن با دیگر اسب های دنیا، بکارگیری آن در اصلاح نژاد دیگر اسب های جهان است. یکی از با نژادترین اسب ترکمن که به زیبایی و چابکی پرآوازه است آخال تکه نام دارد. آخال تکه اسبی است که با دیگر نژاد اسب ها همسنگ و همتازیانه نیست. چینی ها و سلسله ی دودمانِ هان نیز از اسب ترکمن اطلاع داشته اند و شیفته این اسب بودند و آنها را «اسب های آسمانی» می نامیدند و بخاطر تصاحب این اسب ها جنگ های بسیاری را با حکومت بلخیان به راه انداختند. اسب ترکمن در هنگ سواره خلفای بغداد مورد استفاده قرارمی گرفتند.
اسب ترکمن اندامی کشیده، دُمی باریک، سر و گردن زیبا دارد. برای اسب های بانژاد ترکمن درسال های گذشته ذخیره های ژنتیک این اسب، تقاضای جهانی یافته است. اسب ترکمن در نزد ترکمن ها پیشینه ای طولانی در سنن و زندگی صحرانشینی و جنگ و گریزها در گذشته داشته است. ازاین رو شاعران و سرایندگان ترکمن در درازای تاریخ همواره در آثار خود از اسب و خوی نیک آن بسیار نوشته اند. بقولی، یک ترکمن درگذشته های دور پنجاه من بار بر روی اسب گذاشته و خود نیز سوار بر آن تا ده فرسخ راه را هم می رانده است. اسب ترکمن که اسبی راهوار و یکه تاز است، از زیباترین اندام در بین نژادهای اسب در دنیا برخوردار است.

منبع سایت بندر اسب

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

اصطلاحات>>پوشش الات و زیور الات<< اسب ترکمن

ایچرگی
نمد کوچکی است به طول وعرض حدود نیم متر، جنس آن بیشتر از نمد است. قبل از اینکه زین اسب را بگذارند، ایچرگی را پشت اسب زیر زین اسب، می گذارند تا هنگام سوارکاری فشار و ضربه های وارده از طرف زین بر ستون فقرات و پشت اسب جلوگیری کند.

تیکیلتکی
جزو پوشش آلات اسب می باشد.از جنس نمد و چرم بوده وبه صورت نمدی ضخیم با رویه چرمی است که روی ایچرگی، قبل از زین ( ایر ) گذاشته می شود. کار تیکیلتکی این است که از حرکت کردن و سرخوردن زین بر روی ایچرگی جلوگیری می کند.

گزرمن کچه
جزو پوشش آلات اسب می باشد، گزرمن کچه پوششی است از جنس نمد که بر روی ایچرگی گذاشته می شود.

قزل جل
جزو پوشش آلات اسب ترکمن می باشد، جنس آن از نمد و پارچه ای قرمز رنگ بوده و به این صورت است که نمد و پارچه ی قرمز رنگ بر روی هم دوخته می شوند. این پوشش از روی گزرمن کچه گذاشته می شود و همچنین قبل از شروع مسابقات، بعد از آماده شدن اسب تا شروع مسابقات، از روی زین اسب این پوشش را روی اسب می اندازند و دارای بندی نیز می باشد که از جلوی گردن اسب بسته می شود.

قارینسا
جزو وسایل بستن و محکم نگه داشتن پوششهای اسب ترکمن می باشد، جنس آن از پارچه می باشد که بعد از جل به مانند کمربند استفاده می شود و دارای سه حلقه برای بستن می باشد. قارینسا را به طور محکم از روی جل می بندند.

بورمن کچه
بورمن کچه بیشتر در فصل زمستان و هوای سرد مورد استفاده قرار می گیرد و پوششی کامل است که از بالای گوشها و ابتدای گردن تا پاهای اسب را می پوشاند. جنس آن از نمد می باشد.

کتن
این پوشش در فصل زمستان و هوای سرد در مواقعی که در طویله جا برای نگهداری اسب نباشد مورد استفاده قرار می گیرد و بزرگتر از بورمن کچه بوده و از روی بورمن کچه، این پوشش گذاشته می شود و جنس آن از کتان است.

ایر (زین)
ایر همان زین است و برای نشستن سوارکار بر روی اسب در حین سوارکاری می باشد. جنس آن از چرم است. در قدیم الایام زین را از جنس چوب و چرم می ساختند.

چکی
چکی به مانند کمربندی است که از روی زین می آید و دو سر آن را در زیر شکم اسب به هم می بندند و کار آن محکم نگه داشتن زین اسب می باشد. چکی در حین سوارکاری از عقب جلو شدن و حرکت زین جلوگیری می کند. چکی از جنس چرم بوده و به صورت نوار و به درازای تقریبا یک متر می باشد. از طناب ابریشمی نیز به جای نوار چرمی به عنوان چکی استفاده می شود.

آلاجا یوب
از زینت آلات اسب است که به صورت گردنبند به دور گردن اسب بسته می شود. آلاجا یوب را ترکمنها بر اساس اعتقادات خود و برای اینکه اسب چشم نخورد می بندند.

اورتمن کچه
جزو پوشش آلات است که بزرگتر از گزرمن کچه بوده و این پوشش از روی قزل جل و گزرمن کچه می آید و جنس آن از نمد است.

قامچی
قامچی (شلاق) از وسایل سوارکار برای کنترل اسب می باشد، قامچی انواع مختلف دارد و از یک دسته که ممکن است جنسش از چوب و یا استخوان باشد درست شود و یکسری رشته یا رشته های چرم خشک به صورت نواری به دسته متصل می شود. در قدیم الایام ترکمنها دسته قامچی را به شکلهای زیبا با طلا و نقره تزیین می کردند.

قولانگ
از وسایل بستن و محکم نگه داشتن پوشش آلات اسب ترکمن می باشد و به مانند چکی عمل می کند برای بستن تمام پوششها نیز استفاده می شود.

پالانچا
که به آن قوپچی نیز می گویند. پالانچا را روی پوشش های اسب می گذارند. کار آن جلوگیری از فشار و آسیب های ناشی از محکم بستن قولونگ و چکی به بدن اسب می باشد.

یلپه ووچ
به گوزلیک هم معروف است. یلپه ووچ جلوی صورت اسب قرار می گیرد و با حرکت سر اسب تکان خورده و موجب می شود که حشرات مزاحم صورت و چشم نشده و اسب را اذیت نکنند.

نال
همان نعل است.

باش طناب
سوارکار موقعی که پیاده روی می کند، با این طناب دهنه اسب را می گیرد و اسب را به دنبال خود می کشاند.

یان طناب
طنابیست بلند که که یک سر آن به میخ طویله بسته می شود و برای بستن اسب به یک جای ثابت استفاده می شود.

کله کی
بر روی صورت اسب بسته می شود و یان طناب و باش طناب به آن وصل می شود.

اویان
همان افسار اسب است. سوار کار در حین سوار کاری اسب را با اویون کنترل می کند.

گؤووس بند
جنس آن از چرم است و در مواقعی که شکم اسبی لاغر باشد برای جلوگیری از حرکت زین به عقب و جلو در حین سوار کاری از آن استفاده می شود.

آلاقاییش
از زینت آلات اسب ترکمن می باشد و در قدیم افراد ثروتمند اسبهای گرانقیمت خود را با آلاغیش که نوعی پوشش می باشد زینت می دادند.

بوینوسا ( بوینوسقا)
از قدیم جزو وسایل زینتی اسب بوده و جنس آن از ابریشم است.

توربا
دارای دو نوع می باشد. یکی برای خوراک جو و دیگری برای خوراک یونجه می باشد.

سبد
از جنس پلاستیک که روی پوزه اسب بسته می شود تا اسب علف های هرز و خار و خاشاک ، کاغذ و ... را نخورد.

قانتارما جای
جای آن روی کلکی اسب است که از این قسمت به وسیله طناب به چکی وصل می شود تا اسب سرش را پایین نگیرد.

طویله میخ (قازیق)
معمولا از جنس آهن است که به طور محکم در زمین فرو برده می شود و یان طناب را به آن می بندند.

توقماق
برای کوبیدن و فرو کردن قازیق به زمین استفاده می شود.

مونجوق
از زیور آلات اسب است که در قدیم استفاده از آن مرسوم بوده است.

قانجیغا
قسمتی از زین به صورت حلقه ای که در پشت زین می باشد. در مواقع سفر با اسب قانجاق کاربرد دارد به طوری که طنابی به آن وصل می شود و وسایل و بار همراه سوارکار (مسافر ) از قبیل پوشاک و خوراک در پشت زین با طناب به قانجاقا بسته می شود و این به مانند یک تکیه گاه در پشت سوارکار عمل می کند به طوری که سوارکار در طی مسیر پشت خود را به آن تکیه می دهد.

لباشه (لباشک)
از وسایل کنترل اسب می باشد جنس آن از چوب و طناب می باشد و مواقعی که اسب چموش باشد و یا از کنترل خارج شود و یا اینکه قبل از شروع مسابقات اسبدوانی، اسب از وارد شدن به داخل دپار پرهیز کند از آن استفاده می شود. لباشه به این صورت می باشد که لب بالای اسب را مانند گیره می گیرد و با کمک لباشه کنترل اسب آسان می شود.

خورجین
در حین مسافرت با اسب وسایل شخصی سوارکار و خوراک اسب در داخل آن گذاشته می شود.

قاشاو
برای پاک کردن عرق اسب مورد استفاده قرار می گیرد. روال کار بر این منوال است که اول با پارچه یا حوله ای عرق بدن اسب را خشک کرده و بعد از قاشاو استفاده می شود و جنس آن از چوب، فلز یا پلاستیک است.

چوتکه
جزو وسایل تمیز کردن بدن اسب از خاک و صاف کردن موی بدن اسب و براق کردن پوستش می باشد.

آیاق زنجیر
در قدیم اسب برای ترکمن بسیار با ارزش بوده و برای آسودگی خاطر و جلوگیری از دزدیده شدن آن از آیاق زنجیر استفاده می شده است و از یک زنجیر و قفل بوده که صاحب اسب زنجیر را به پای اسب قفل می کرده است.

دوشاق و کوسسک
از این وسایل برای نگهداری و بستن اسبهای چموش و سرکش استفاده می شود. دوشاق دو پای جلویی اسب را به هم متصل می کند تا اسب گام های بلند برندارد و جنس آن از طناب است. کوسسک هم مانند دوشاق عمل می کند با این تفاوت که کوسسک یکی از پاهای جلویی را به یکی از پاهای عقبی می بندد.

تورفی
همان سوهان است که برای تمیز کردن سم و نعل اسب استفاده می شود.

چابقیچ
جزو وسایل نظافت سم اسب است و با آن نعل را تمیز می کنند.

یال قایچی
برای کوتاه کردن و آرایش یال های اسب استفاده می شود.

شیخ موتور
حلقه آهنی است که به زیر کلکی وصل است و به صورت متحرک بوده و حول محور خود آزادانه می چرخد و از به هم تابیدن و گره خوردن یان طناب و باش طناب به گردن اسب جلوگیری می کند.