ترکمنها از قدیم الایام به موسیقی علاقه وافر داشته و از خود موسیقی ویژه ای دارند. موسیقی ترکمنی اگرچه تا هنوز به شکل ابتدایی و باستانی آن باقی مانده، ولی از لحاظ هنر و زیبایی اصوات و آهنگین بودن از ویژگی خاصی رخوردار است. دانشمند و پژوهشگر برجسته موسیقی و. بیلیایوف در اثر خود بنام «موسیقی خلق ترکمن» چنین مینویسد: « آثار موسیقی ترکمنی اغلب کوتاه بوده، از نظر ریتم و مضمون خود محدوده یک «کیوتیانت» زیبا و اصیل تجاوز نمی نماید. این خود گواه دیگری بر قذامت پیدایش و شکل گیری آن میباشد. از سوی دیگر، پیچیدگی ساخت این موسیقی چه از نظر فورم و چه از نظر طنین های زیبا و جلوه های متنوع، گواه ارزی ر فرهنگ النده و رشد یافته ترکمنها میباشد. اگر دو ویژگی فوق را شاخص این موسیقی میباشد، در رابطه با یکدیگر در نظر بگیریم، به نشانه هایی از فرهنگ قدیمی ترکمنی دست خواهیم یافت که با موسیقی معاصر این خلق پیوند ناگسستنی دارد.»

         این سخنان دانشمند فوق الذکر یانگر آنست که هنر موسیقی در نزد ترکمنها تاریخ بس کهن دارد. بنابرین، بدون بررسی گذشته های دور مردم ترکمن، توضیح چگونگی پیدایش این هنر در میان ترکمنها امکان پذیر نمیباشد.

         پژوهش در این مورد نیز کار آسانی نیست؛ زیرا در این مورد ارقام و فاکتهایی که پژوهشگر را در زمینه کارش یاری رساند، موجود نیست. از سوی دیگر نیاکان ما موسیقی را خودرو آموخته و بمثابه یکی از هنرهای اصیل خود آن را به نسل های بعدی به یادگار گذاشته اند.  در گذشته اجداد ما موسیقی نگری را بلد نبوده و به ان ناآشنا بوده اند. بنا خدماتی که دستان و اذهان نیرومند «بخشیها» و نوازندگان در حفظ و نگهداری و اشاعه این هنر و انتقال آن به نسل بالنده انجام داده اند، خیلی ارجناک و بی بدیل است. چنانکه امروز، شمار زیادی از گنجینه موسیقی ترکمنی و ترانه و سرودهای زیبا و گرانبهای مربوط ه دوره های گذشته تنها و تنها ه همت و تلاش این مردان شگفت و هنرمند تا دوران ما رسیده است. بناء در نزد خلق ترکمن «بخشیها» به مثابه خدمتگذاران واقعی هنر اصیل آنها قدر و منزلت وصف ناپذیر دارد. سینه گرم، ذهن نیرومند و دل مشتاق آنها بوده است که این گنجینه های هنری را آفریده، پاسداری کرده و بدست نسل های امروزی سپرده است.

       الات موسیقی اصیل ترکمنها را «دوتار»، «غیجک» و «تویدیک» تشکیل میدهد. البته در بعضی حالات «غووز» (چنگ) نیز به آن اضافه میشود. ترکمنها به کسی که همراه دوتار ترانه و غوشغی میخواند «بخشی» و به کسی که به تنهایی دوتار مینوازد «دوتارچی» یا «سازنده» (نوازنده) میگویند. و اکثرا کلوه «بخشی» به تمام ناموران هنر موسیقی اعم از خواننده، نوازنده و تکنواز نیز اطلاق میگردد. کلمه «بخشی» یک واژه بسیار قدیمی بوده و از خود ریشه تاریخی دارد. به فکر یکی از شرقشناسان «سامایلویچ » این کلمه همراه با آئین بودا در میان خلقهای ترکی زبان نفوذ نموده است. زمانیکه « شامانیزم » مذهب ترکها بود، آئین بودایی کم کم در بین اشراف ترک نفوذ کرده و به آئین طبقات حاکم مبدل گشته بود. ه دنال تقسیم بندی دین، کلمه بخشی نیز دو مفهوم مختلف بخود میگیرد: از سویی کسانی را که قادر به نوشتن الفبای اویغوری بوده اند، چنین مینامیدند و تا قرن پانزدهم میلادی نیز در بین بعضی از ترکها منشیان دیوان را «بخشی» میگفتند. اما در میان توده مردم «بخشی» مفهوم شامان (پرخان) را داشت. این واژه در بین قیرغیزها و قزاقها تا هنوز هم در معنای دوم استعمال شده و «باخسی» تلفظ میشود.

به عقیده دانشمندان، هنگامیکه شامانیزم تحت فشار دین مقدس اسلام از صحنه خارج میشود، شامان به عنوان خادم دین جای خود را به روحانیون اسلام می سپارد و «بخشیها» نیز ساز و آواز را بمثابه نشانه هایی از شامانیزم به ارث میبرند. بدین ترتیب «بخشیها» به عنوان پاسداران ادبیات ملی و هنر و نیز بمثابه ترانه سرایان مردمی نقش بسیار برجسته و ارزشمندی ایفا نموده و در حفظ و انتقال سرودها و ترانه ها و اشعار باستانی خدمت ارجناکی نمودند.

موسیقی ترکمن از خود مقامهای گوناگونی دارد که بنام های مختلف یاد گردیده و سال بسال انکشاف میکند. ترکمنها علاوه بر موسیقی باستانی، موسیقی معاصر نیز دارند که با آلات معاصر نواخته میشود.

برگرفته : گوشه ای از کتاب (تاریخ و فرهنگ ترکمنها) ی محمد صالح راسخ